تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
پناهى معدلت دستگاهى جناب مقرب الحضرت سلطانى خواجه جلال الدين يوسف كاشغرى را كه وزير و مستشار و مؤتمن آن حضرت بود و جميع امور از قليل و كثير و نقير و قطمير به استصواب او عمل مىنمود در اردو طلبيده فرمود كه از براى مقبره حضرت اعلى خاقانى سنگى مىبايد كه بر اطراف و جوانب آن انشاى عربى كه مشتمل بر تاريخ باشد ترتيب نموده شود و در سلسلهء ما جناب مولانا محمد كورتى و مولانا خواجه على و مولانا واصفى از عهدهء اين امر
( 153 A )
بيرون مىتوانند آمد . خواجه جلال الدين يوسف فرمود كه : با وجود مولانا خواجه على ظاهرا كه احتياج به كسى ديگر نباشد زيرا كه درين امور ايشان متفرد و متوحداند . حضرت سلطنت‌پناهى معدلت دستگاهى در اعراض شده فرمودند كه ترا وقتى اين سخن مىرسد كه وقوف و امتيازى داشته باشى ، [ مصرع : ]
چون ترا نيست وقوفى چه به از خاموشى است
خواجه يوسف فرمودند كه : من از آنجا مىگويم كه در شهر سمرقند مقابر و خطاير « * » همهء سلاطين كه در زمان محمد شيبانى خان « 1 » واقع شده موشح و مزين به انشاء مولانا خواجه على است . حضرت سلطان فرمودند كه : وى در زمان شيبك خان بر مسند صدارت در غايت عظمت و حشمت بوده همه افاضل و اعالى و اكابر و اهالى كه بوده‌اند رعايت او مىكرده و هرخلل و قصورى كه در وى مىديده‌اند اغماض كرده تغافل مىنموده [ اند ] . اكنون برو و آن هرسه كس را فرما كه آن خدمت را به تقديم رسانند تا بعد از اتمام هركدام اكمل و اتم باشد آن را ثبت نماييم . چون خواجه يوسف پيغام رسانيد ، جناب مخدومى عذرى آوردند و
هامش
( 1 ) -T , P , B 2: در زمان شيبك خان ( * ) س 14 : شايد : حظاير