الممدوح بلسان العبد و الحر ابو المظفر سلطان محمد بهادر خلد ملكه ، به دستور معهود در درون خرگاه بر مسند شاهى و سرير شهنشاهى قرار گرفت ، [ نظم ] :
نشست خسرو خاور « 1 » ميانهء خرگاه * مگر ز دايرهء هاله جلوهگر شد ماه
ز بهر مقدم اقبال و بخت خرگاهش * نهاده است ز هر سو هزار ديده به راه
جمعى از ملازمان كه در پايهء سرير اعلى رتبهء جلوس داشتند و اعلام تقرب در ميدان نيابت مىافراشتند ، حاضر و ناظر بودند و اصداف استماع همگنان مترصد و مترقب در « 2 » شاهوار گفتار آن شهريار بود ؛ تا آنكه آن حضرت زبان در ربار گوهرنثار برگشود و از خاصيت ياقوت سؤال فرمود .
مولانا ميرك « 3 » زرگر كه در فن زرگرى و جوهرشناسى دعوى آن دارد كه تا استادكان « 4 » ازلى از معدن سپهر لاجوردى زر جعفرى مهر را برآورده و جوهرشناس صنع لميزلى يواقيت كواكب را بر طبق [ فلك ] زبرجدى كرده ، مثل او هنرورى بر كرسى هنرمندى « 5 » ننشسته ، از براى ياقوت سه خاصيت بيان فرمود : دفع تشنگى و رفع و دفع طاعون « 6 » و قوت دل . اما آنچه امام الهمام و النحرير القمقام المؤيد فى غوامض العلوم بالتأييدات القدسى خواجه نصير الملت و الدين طوسى در جوهرنامهء خود كه مسما به تنسوقنامه است « 7 » فرمودهاند اينست كه : ياقوت را هفت « 8 » خاصيت است :
يكى آنكه تا سپهر بدن مطلع آن ستارهء سعد باشد ، كوكب نحس طاعون از مشرق بدن طلوع ننمايد . دويم : آنكه چون كسى [ را ] زبان در دهان
هامش
( 1 ) - نسخ ديگر : دوران
( 2 ) -B 2 , B: درر
( 3 ) -B 2 , B , C , A: ميركى
( 4 ) - چنين است در نسخهB: ديگر نسخ : كانى ؛T: ندارد
( 5 ) -C , A: هنرورى
( 6 ) -C , A: تاعون
( 7 ) - رجوع شود بهRieu , Supp 1 . , No 157( 8 ) -C , A: هفتاد