تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
معروض [ ضمير ] كيميا تأثير آنكه مدت مديد و عهد بعيد است كه اين مهجور « 1 » زاويهء خمول را داعيهء تقبيل آستان فلك‌آشيان آن‌جناب مصمم گشته ، همواره [ مترصد ] و مترقب امرى كه متضمن حصول اين مطلوب باشد بوده و مىباشد . اما به واسطهء اين مقدمهء صادقه كه ، [ بيت ] :
سالكان بىكشش دوست به جائى نرسند « * » * سالها گرچه در اين راه تك‌وپوى كنند
اين مقصود از پس پردهء غيب جمال نمىنمود ؛ تا آنكه در اين اوقات خجسته ساعات كه آن‌جناب باعث اين عنايت شاهانه و رعايت خسروانه گشته‌اند كه از درگاه عالم‌پناه حضرت سلطنت شعارى و مملكت پناهى به نام اين بندهء كمينه نشانى مشحون « * * » به فنون روايت رأفت و مقرون به صنوف رعايت و عاطفت
كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ
« 2 » او كجنّة
وُعِدَ الْمُتَّقُونَ *
« 3 » نزول اقبال و حلول اجلال نمود ، از فرق [ و ] ديده قدم ساخته مىخواست كه فى الحال متوجه شود ؛ اما به واسطهء « 4 » يك چند كتاب كه اين كمينه را به غايت ضرور است و آن جز در سمرقند يافت نمىشود و حصول وى نيز جز به طريق كتابت دست نمىدهد و حالا شب‌وروز به كتابت آن مشغول است و اندكى مانده ، چند روزى توقف لازم بود . حمل بر تقصير نفرمايند ؛ و اين توقف را ، اگرچه به حسب ظاهر تقصير نماست ، اما از آنجا كه حسن سيرت و لطف سريرت آن‌جناب است ، به مقتضاىانّ من البيان
هامش
( 1 ) -A،C: اين جمهور ( 2 ) - قرآن سوره 56 آيه 23 ( 3 ) - قرآن سوره 47 آيه 15 و سوره 13 آيه 25 :مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي . . . *( 4 ) - در نسخAوC: از اينجا تا پايان‌نامه نيست ( * ) س 5 : به جائى نرسد ( * * ) س 10 : مشهون