خود ساختهايم و در ميدان نصفت لواى عدالت افراختهايم ، تا هركاريرا به ميزان عقل و شرع نسنجيم مناسب نمىدانيم كه كسى را برنجانيم يا از كسى برنجيم ان شاء اللّه چون به دار الخلافت « 1 » بخارا رسيم به حكم : النّاس مجزيّون « * » باعمالهم إن خيرا فخيرا و إن شرّا فشرّا ، هركسى « 2 » به سزا و جزاى خود خواهد رسيد . پس به مقتضاى
أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً
« 3 » ، او را مهلتى داديم و بر وى در فرصتى گشاديم .
بعده مخاديم را رخصت بخارا فرمودند . و در موسمى كه امير آل پيكر ورد احمر از مقر « 4 » سقر ولايت هجران روى به سرابستان گلستان نهاده ، و نظارهء اثمار « 5 » و ازهار از بالار « 6 » چوبين اشجار [ چشم ] « 7 » انتظار
فَانْظُرْ إِلى آثارِ
« 8 » در اقطار و اطراف گشاده ، نواى بلبلان در مقام حسينى عشاق را محير گردانيده ، و صداى آب روان از چشمهء زندگانى ترابيان را درود « 9 » رسانيده ، مىگويد :
مير سرو است و بخارا بوستان « 10 » * سرو سوى بوستان آيد همى
ز انتظار خاك پايش غنچه را * آب حسرت در دهان آيد همى
حضرت امير عرب متوجه بخارا شدند ، و در تاريخ عاشر شهر صفر
هامش
( 1 ) -P: الفاخرة
( 2 ) -A،C: هركسى را
( 3 ) - قرآن سوره 86 آيه 17
( 4 ) - درB 2وTنيست ؛ درBواضح نيست
( 5 ) -A،B،C: نظار و شمار ؛B 2ندارد
( 6 ) -T: تالار ؛ بقيه نسخ بلار
( 7 ) -T: انتظار كوزين ، در بقيه نسخ نيست
( 8 ) - قرآن سوره 30 آغاز آيه 50
( 9 ) -B 2: ترانه ورد زبان ساخته
( 10 ) - فقطTبدين صورت آورده است نسخ ديگر :مير سرو است و سرا بستان او( * ) س 4 : مجزون