به عرض رسانيدند كه : بر رأى صايب و خاطر ثاقب - كه جيب اسرار مغيبات از خير و شر به دست قدرت ادراك چاك مىسازد ؛ و زنگ شك و وهم از آينهء افكار به صيقل يقين پاك مىگرداند - مخفى نخواهد بود كه جامهء ديباىنامهء جانفزاى كه حليهء حوارى و داد است ، حيف و صد « 1 » حيف است كه ذيل آن به ذكر سفارش آن ناسپاس كه به صورت ناس [ و ] به معنى نسناس است سمت عيب و نقصان يافته ، [ نظم ] :
مكن با بدان نيكى اى نيكبخت * كه در شوره نادان نشاند درخت
درختى كه تلخ است او را سرشت * گرش در نشانى به باغ بهشت
ور از جوى خلدش به هنگام آب * به بيخ انگبين ريزى و شهد ناب
سرانجام گوهر به كار آورد * همان ميوهء تلخ بار آورد
ز بد گوهران بد نباشد عجب * سياهى بريدن نشايد ز شب « 2 »
و انت و إن داريت « * » فى العمر حيّة * اذا مكّنت يوما من السلع تلسع « 3 »
به سبب اين مكتوب مسرت مصحوب ، جيب لباس آن مدبر از دست تعرض خان امان يافت . از استماع اين مقال و مشاهدهء مآل اين حال انگشت تحير در دندان تفكر ماند . قطعه :
شمشير نيك ز آهن بد چون كند كسى * ناكس به تربيت نشود اى حكيم كس
باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست * در باغ لاله رويد و در شوره خار و خس
يقين دانند كه اين مزاحگوى مفسد و روباهخوى مشعبد انواع مكر
هامش
( 1 ) -P: هزار ؛Tيوزمنك
( 2 ) -Aو :Cفقط بيت اول و آخر را آوردهاند وB 2فقط بيت اول را دارد .
( 3 ) - اين بيت عربى فقط در نسخPوBآمده است .
( * ) س 12 : ان دار بت