و خداع در لباس خدمت و اتباع به نسبت آنجناب فلك ارتفاع به طرزى پرداخته [ كه ] در خاطر خطير متمكن و جاىگير شده كه ديوار دل آندوست لباس دشمن اساس به شمسهء « 1 » اخلاص مزين است ؛ و اشعهء نور وفا در صومعهء باطن خباثت مكان او معين . اما فى الحقيقة محبت او محض خديعت است و خدمتش [ فى نفس الامر
كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ
« 2 » .
يغرنّك الأعدا بلبس كلامهم * مشروب يسمّ لين كلّ الأرقام « * »
و ] در غايت ظهور است كه آن محتال بدفعال به نميمه و غمازى و خديعه و همازى عقل كل را بازى دهد ، و به فسون و مكارى در صورت محبت و يارى ميان پدر و پسر بيزارى نهد . يقين است كه به اغراى غريب و اغواى عجيب و اساليب اكاذيب [ عنقريب ] رايت بغض و عدوان ميان ملازمان و حضرت خان چنان برافرازد كه رسم امنوامان و نقش قرار و اطمينان از صفحهء عرصهء « 3 » بخارا براندازد ، و [ اتحاد به فساد « 4 » و ] و داد به تضاد و حقوق به عقوق و وفاق به نفاق مبدل سازد . مطموع
( 53 b )
و مأمول از مكارم اخلاق آن مخدوم على الاطلاق آنكه صورت و مواد اين امر را به ديدهء تدبير نظر فرمايند و زنگ اعتساف از آئينه خاطر صاف به صيقل انصاف بزدايند .
آنكه فكرش گره از كار جهان بگشايد * گو بفرماى در آنجا نظرى بهتر از اين
امير عرب فرمودند كه ما در هركار عقل و شرع را پيشوا و مقتداى
هامش
( 1 ) -P،B: شمهء
( 2 ) - قرآن سوره 24 آيه 39
( 3 ) -P: از عرصهء صفحهء
( 4 ) -P،T: اعناد
( * ) س 7 : ظاهرا مصراع دوم بايد به اين صورت باشد :مشوب بم لين كل الاراقم