تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
انجاميد . جمعى به تربيت خواجه ابو الوفا و خواجه امير دوست مروزى ميل نمودند ، و بعضى به انهدام و انعدام خواجه نظام كمر بستند و او را در نظر عبيد اللّه خان درشكستند . چون اين خبر به سمع شريف امير عرب رسيد مكتوبى مشتمل به سفارش خواجه نظام به عبيد اللّه خان فرستادند . مضمون آن كه : در طريق ارادت و محبت مىبايد كه آنچه مقبول ماست مقبول شما باشد و آنچه مردود ما مردود شما باشد . به‌همين سخن باز مهمات خواجه نظام نظامى ديگر گرفت و كاروبار حشمت و شوكت او سرانجام دگر يافت . [ مصراع ]
دشمن چه كند چو مهربان باشد دوست
مولانا حاجى تبريزى و مولانا شمس الدين محمد خراسانى و خواجه ابو الوفا و خواجه امير دوست مروزى به ملازمت امير عرب متوجه تركستان شدند . و آن در فصل زمستان بود كه عنصر آتشى [ كه ] بالانشين عناصر است از صدمت و صعوبت
( 53 a )
برودت « 1 » به حفرات و زواياى كرهء ارض ميل نموده ، بواسطهء كرهء هوائى سر زده به هرخانه‌اى كه درمىآمد از سكان و متوطنان آن كاشانه آن مقدار چوب مىخورد كه دود از نهاد او برمىآمد . [ بيت ] :
گرچه زبردست عناصر نشست * گشت به سرما همه را زيردست
گوئى كه دود و شراره‌اش آه و سرشك خون بود كه او را از شدت سرما عارض شده ؛ يا از دود پوستين سمور دربر كرده [ از ] شراره‌ريزهاى زر از براى بهاى هيمه ايثار مىنمود ؛ [ و ] به اين صفت خود را در دل مردم جاى كرده گرمى مهر خود مىافزود . [ بيت ] :
آتش از آنسان كه به دل جاى كرد * دود برآمد « 2 » ز نفسهاى سرد
مخاديم كه به شرف ملازمت آن‌جناب واجب التعظيم مستسعد گرديدند
هامش
( 1 ) - نسخ ديگر جزT: صعوبت و برودت ( 2 ) -P: برآور دلهاى سرد