بر دو كتف ايوانش دو منار رفيع [ ال ] مقدار ترتيب يافته در غايت بلندى و نهايت ارجمندى ، كه اگر سپهر در محاذيش شكم خود را در نپيچيدى ، از نوك منجوق عيوق شكافش « 1 » تهيگاه خود را چاكچاك بيند .
يكى از خوشطبعان آن مدرسه آن ايوان را به ضحاك ماران تشبيه كرده . و نزديك به گلدستهء آندو منار زنجيرى بستهاند و در تحت قبهء هريك از آندو منار چوبى تعبيه كردهاند ، [ كه ] هرگاه كسى يك چوب را به قوت حركت مىدهد ، آن زنجير به جنبش درمىآيد و كسى كه در منارهء محاذى آن است او را توهم مىشود كه منار را از هم فروخواهد ريخت . و اين از عجايب عالم است . داروغه و صاحب نسق آن عمارت عالىجناب وزارتمآب آصفمناب قوام الدين خواجه سلطان ابراهيم بود كه تا عطارد « 2 » منشى فلك نيلگون است منشور وزارت به نام چون او صاحب رائى ننوشته ؛ و تا آفتاب « 3 » پادشاه كواكب « 4 » است مانند او دستورى بر مسند وزارت ننشسته ، آنچنان بقعهاى ساخت و مدرسهاى پرداخت كه تا صانع جهانآفرين و مبدع
فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 5 » طاق نه رواق گردون را ساخته و نقش كتابهء
( 48 b )
آن را به قلم
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ
« 6 » پرداخته ، به رفعت و زيب آن عمارت بر بسيط غبرا بنائى به ظهور نيامده .
بعد از اتمام آن عمارت عالىمقام ، [ ابو الغازى ] عبيد اللّه محمد [ بهادر ] خان « 7 » از بخارا جمعى از مقربان بارگاه و نواب درگاه عالمپناه خود را با تحف و [ هداياى ] لايقه و انعامات و تشريفات فايقه به ولايت صبران فرستاده ، جميع اهالى و موالى و علما و فضلاى تركستان را جمع ساخته ، عالى جناب سيادتمآب نقابت اياب فريد العصر و وحيد الدهر مولانا سيد شمس
هامش
( 1 ) -C , A: عيوق پيكانش
( 2 ) - همهء نسخ ، عطارد كه
( 3 ) - همه نسخ بجزP:
آفتاب كه
( 4 ) -A: كواكب فلك
( 5 ) - قرآن سورهء 6 آيهء 14
( 6 ) - قرآن سورهء 37 آيه 6
( 7 ) - فقط درB