نمىنمود « 1 » ندانم كه از وزيدن باد امواج بر روى ريگ نمايان شده بود ، يا استخوانهاى پهلوى گمگشتگان از زير پردهء غبار مىنمود ، يا خود گوئى كه اديم زمين از شدت تاب آفتاب درهم خزيده ، از تجرع خون لبتشنگان تلخكام آن زمين روى درهم كشيده . [ بيت ]
مگو كه قطع بيابان عشق آسان است * كه كوههاى بلا ريگ اين بيابان است
گاهى از صعوبت حرارت ، سايه در زير خار مغيلان مسكن كرده بود ، و گاهى از غايت اضطراب خود را در چاه افكنده . [ بيت ]
آهو كه در آفتاب مىگشت * با روغن خود كباب مىگشت
القصه به همراهى بدرقه الهى « 2 » از آن بيابان نامتناهى ، به سلامت به ولايت تركستان رسيديم . در اين راه به مدح و منقبت امير عرب اين غزل ترتيب يافت . اين است :
يا من على الخلايق بالعز و النسب * مولى ملوك ترك و عجم سيد عرب
رايت سراى « 3 » دايرهء شرع را مدار * سعى تو فتح لشكر اسلام را سبب
سرسبز ساختى چمن شرع ز آب لطف * خاشاك كفر « 4 » سوختى از آتش غضب
بر خاك درگه تو سلاطين روزگار * هرسو نهاده روى نياز از ره ادب
سلطان اوليائى و برهان اتقيا * قطب زمان و غوث جهان شد ترا لقب
هامش
( 1 ) -B: اب نمىنمود ؛T: اوزكا حباب كورونماس ايردى
( 2 ) -A: خداوندى
( 3 ) -T , P , B 2 , B: بقاى
( 4 ) -C , A: خاشاكوار