الدين محمد كورتى را مدرس گردانيدند .
حضرت مير عرب در مجلس اجلاس فرمودند كه : عزيزان را كه در مجلس حاضرند به خاطر [ چه ] مىرسد كه [ مثل ] اين مدرسه به زيب و تزيين « 1 » [ من حيث المكان و المكين در ولايت خراسان و ماوراء النهر بلكه در همهء روى زمين ] بوده باشد . در آن محفل بعضى عزيزان بودند كه اكثر ربع مسكون را به اقلام اقدام درنورديده « 2 » بودند و مانند پرگار به گرد نقطهء عالم گشته ، قسم ياد كردند كه از نهايت هند كه سرانديب است تا غايت روم و اقصاى ختاى تا آنجاى كه اندلس و مشكوة مغرب است سير كردهايم ، اينچنين جمعى در هيچجا نديدهايم و نشنيدهايم . در آن مجلس از جوانان ساكن آن مدرسه كه در كمال قابليت و صلاحيت بودند ، و در ميدان حسن و صباحت و خوبى و ملاحت ، گوى لطافت از آفتاب تابان و ماه درخشان مىربودند از پنجاه متجاوز بودند .
بعد از پنج روز از بخارا مژده رسيد كه حضرت حق سبحانه و تعالى عبيد اللّه خان را فرزند ارجمندى كرامت فرموده . از حضرت مير تسميهء آن فرزند را التماس نمودهاند . آن حضرت از براى تسميه و تهنيهء آن شاهزاده به اين كمينه كتابى اشارت فرمودند و آن كتاب اين است :
هرگوهر بديع كه از معدن معدلت ظاهر و لامع مىشود ، و هر اختر رفيع كه از افق دولت و سلطنت طالع مىگردد ، موجب ازدياد مواد شوكت و مثمر انسداد « 3 » قوايم حشمت و رفعت « 4 » است . المنة للّه « * » تعالى و تقدس كه باز تاج دولت بىزوال و افسر حشمت ابدى الاتصال به دردانهء يگانه بحر
هامش
( 1 ) -C , A: زينت ؛ كلمات داخل [ ] در نسخAوCنيست
( 2 ) -B , P: در نوشته
( 3 ) - كذا همهء نسخ
( 4 ) -B 2 , BوT: سلطنت ؛P: ابهت
( * ) س 20 : المنة اللّه . . .