دولت و اقبال مجددا مرصع گرديد [ و ] سپهر سلطنت و كمال به لمعان « 1 » اختر مسعود فال برج عظمت و جلال مزين شد . [ بيت ]
عمر ابدى باد پدر را و پسر را « * » * بخت ازلى باد هم اين را و هم آن را
حقا كه از اين نويد روحبخش جانفزا ، چندان فرح و سرور و ذوق و حضور روى نمود كه فوق آن متصور نباشد . ان شاء اللّه تعالى « 2 » كه آن در يگانهء نيكاختر با آن گوهر عزيز ديگر در سلك سلطنت و دولت ابد الدهر مجتمع و منتظم باشد .
بعده معروض مىدارد كه : در آنوقت كه فرزند ارجمند عبد العزيز لا زال كأسمه عزيزا ، از مكمن غيب به حيز
( 49 a )
وجود آمد ، از براى تسميهء او به كلام اللّه تفأل نموده شد ، اين كلام برآمد كه هو العزيز الرحيم تسميهء آن فرزند به عبد العزيز قرار يافت . و چون اين كلام مشتمل بر دو نام بود ، منهى غيب به گوش رسانيد كه از عالم غيب يك فرزند ديگر به ظهور خواهد پيوست كه مسمى به آن نام ديگر گردد . و [ الحمد ] للّه كه آن نيز ميسر گرديد . ظل عالى لايزال باد « 3 » .
* * * و از امور غريبه « * * » كه در تركستان مشاهده كرديم آن بود كه امير عرب در يك فرسنگى صبران دو كاريز جارى كرده بودند كه مسافران بر و بحر عالم مثل آندو كاريز « 4 » به آبادانى و معمورى در معمورهء عالم نشان نمىدادند . و قريب به دويست غلام هندوستانى لاينقطع در آن كاريز كار مىكردند . و بر سر آندو كاريز قلعهاى بنا كرده كه درج فتح به مفاتح تدابير بشر مفتوح
هامش
( 1 ) -A،C: لمعان
( 2 ) -A،B 2: انشاء اللّه و تعالى
( 3 ) -B 2: باد برب العاد ،T: ظل عالى لايزال و بىزوال بولسون آمين
( 4 ) -A: كاريز نديده
( * ) س 3 عمر ابدى باد پدر و پسر را . . .
( * * ) س 17 : عمور غريبه