تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
در درون غنچه از تنگى عذارش برفروخت * يا « 1 » برآمد سرخ از خجلت به پيش يار گل وصف رويت مىكند بلبل از آن‌رو گشته است * پاى تا سر گوش و دارد گوش بر گفتار « 2 » گل غنچه كرد از مشت خون‌آلوده رخسارش نگر * كرد پيش عارضت دعوى حسن اظهار گل كله‌هاى قند كرد از غنچه‌هاى نسترن * تحفه بهر مجلس خاقان جم مقدار گل شاه دريادل عبيد اللّه خان كاندر جهان * گل ز قهر او شود نار و ز لطفش نارگل آتش و آب است از عدلش بهم آميخته * آنكه گويى عكس « * » افكنده است در انهار گل « 3 » در زمان عدل او چون كشته بلبل را به جور * لاجرم بينى نگونسار آمده بر دار گل هرسحر از بهر بزمش چادر صبح افكند * زال چرخ و ريزد از انجم در آن بسيار گل گر نويد جود او آرد صبا ز اوراق خويش * بر وى افشاند هزاران درهم و دينار گل نيست نقش گل به ديوار و در قصرش كه رست * از نسيم لطف آن شاه از در و ديوار گل « 4 »
هامش
( 1 ) -C: تا ( 2 ) -T: بر ديوار ( 3 ) - مصراع اول اين بيت و مصراع دوم بيت بعد درTنيست ما درCنيز ترتيب ابيات جز اين است ( 4 ) - درCوB 2اين بيت نيست . ( * ) س 13 : آنكه گوى عكس