در درون غنچه از تنگى عذارش برفروخت * يا « 1 » برآمد سرخ از خجلت به پيش يار گل
وصف رويت مىكند بلبل از آنرو گشته است * پاى تا سر گوش و دارد گوش بر گفتار « 2 » گل
غنچه كرد از مشت خونآلوده رخسارش نگر * كرد پيش عارضت دعوى حسن اظهار گل
كلههاى قند كرد از غنچههاى نسترن * تحفه بهر مجلس خاقان جم مقدار گل
شاه دريادل عبيد اللّه خان كاندر جهان * گل ز قهر او شود نار و ز لطفش نارگل
آتش و آب است از عدلش بهم آميخته * آنكه گويى عكس « * » افكنده است در انهار گل « 3 »
در زمان عدل او چون كشته بلبل را به جور * لاجرم بينى نگونسار آمده بر دار گل
هرسحر از بهر بزمش چادر صبح افكند * زال چرخ و ريزد از انجم در آن بسيار گل
گر نويد جود او آرد صبا ز اوراق خويش * بر وى افشاند هزاران درهم و دينار گل
نيست نقش گل به ديوار و در قصرش كه رست * از نسيم لطف آن شاه از در و ديوار گل « 4 »
هامش
( 1 ) -C: تا
( 2 ) -T: بر ديوار
( 3 ) - مصراع اول اين بيت و مصراع دوم بيت بعد درTنيست ما درCنيز ترتيب ابيات جز اين است
( 4 ) - درCوB 2اين بيت نيست .
( * ) س 13 : آنكه گوى عكس