و طرح جشنى انداخت . چون مخاديم تشريف آوردند ، گفت كه : جناب مولانا واصفى از براى اين كمينه مطلعى فرمودهاند ، بسيار خوب واقع شده و آن مطلع را خواند . بعد از آن گفت كه : ابو يوسف سكاك خراسانى در اين زمستان ، در شهر سبز به اين كمينه مصاحب « 1 » بود . هميشه نقل مجلس ما نقل فضايل و كمالات شما مىبود ، و حكايت [ تعلق ] شما را به شيخزاده ، و تعريف درس مولانا عصام الدين ابراهيم و شاگردان ايشان ، و نزاع و خصومت شما به حضرت ملا « 2 » و شاگردان ايشان ، ورد زبان
( 32 a )
داشت ؛ و به غير از اين هيچ حكايتى خوش نمىآمد . شنيده هرچند مكرر مىشد خوشتر مىآمد . حالا به حكم آنكه ، مصراع :
حكمت شنيدن از لب لقمان صوابتر
اگر آن « 3 » داستان را از ملازمان استماع نمايم ، هيچ نسبتى ندارد . حضار مجلس متوجه شنودن آن حكايت شدند ، اينچنين معروض داشته شد كه :
چون امام الزمان و خليفة الرحمن محمد شيبانى خان را فتح خراسان ميسر شد عالىجناب افادتمآب معالى نصاب ، افاضلپناه مكارم دستگاه ، قدوة العلماء المتجردين زبدة الفضلاء المتفردين ، كشاف معضلات الدقايق حلال مشكلات الخلايق ، جامع العلوم و الحكم قدوة العلماء فى العالم « * » ، مجمع الاصول و الفروع حاوى المعقول و المشروع ، مبين قوانين العلم و الكمال مدون تداوين الفضل و الافضال ، المختص بعواطف الملك العليم مولانا عصام الدين ابراهيم را - [ كه ] به حكمت دقت نظر صايب تحرير ، و آداب البحث منطق جيد تقرير « 4 » ، طايفهء تلامذه را و زمرهء طلبه را به حظ اوفى و بهرهء اوفر
هامش
( 1 ) -A: مصاحبت
( 2 ) -T: مولانا مشار اليه
( 3 ) -A: اكنون
( 4 ) -T: پاكيزه تقرير .A: صد تقرير .C،B 2: متقييد تقرير ،B: چند تقرير
( * ) س 16 : قدوة العلماء المتجرين