تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
مهمّات جهان و نورش سابق است در اقدّميّت از ساير انوار زمين و زمان . نفس قدسيش خورى است در سماى رسالت و پيغمبرى ، و ذات با كمالاتش درى است بر تاج هدايت و رهبرى نظم
نبيّى كه شاه دو عالم هموست * صفيّى كه بادى و خاتم هموست كريمى كه دينست انعام او * يتيمى كه نجحست از نام او .
و نفايس درود و شرايف سلام بر آل و اصحاب كرام كه ستارگان‌اند از آسمان هدايت و رطب‌چينان‌اند از نخلستان ولايت . نظم
شموعى كه دين خانه روشن از آن * جهان روشنى يافت از نورشان چه بودند گنج‌معانى همه * پر از گوهر و لعل دينى همه .
امّا بعد بر ضماير دانش مظاهر مستبصران كارخانهء ايزدى مخفى نيست كه اگرچه نعم الهى را - كه بر نوع بنىآدم از مبدأ فيّاض افاضه شده است - پايانى نيست و پيداست كه شكر يك نعمت از آن نعمتهاى نامتناهى از طاقت بشرى بيرون ، امّا نعمت نطق را كه افاده و استفاده و افاضه و استفاضه به آن منوط و مربوط است ، پايه‌بلند ساخت ؛ چه ، همين نطق است كه به واسطهء آن جبريل امين