مقيم خان ناگزير اهل و عيال خود راه همراه گرفته برآمد و جنگكنان خود را از آن مهلكه برآورده به كابل آمد .
و از واقعاتى كه در آن ايّام پديد آمد كشتن حيدر محمّد خان آخته بيگى بود غازى خان پدر ابراهيم را كه سر سرورى مىخاريد : شرح اين ماجرا آن است كه چون حيدر محمّد خان را به بيانه فرستادند ، غازى خان كه حاكم آن حدود بود تاب مقاومت نياورده در حصار بيانه متحصّن شد و به عهود و ايمانى كه از حيدر محمّد ظهور يافت اعتماد نموده از قلعه بيرون آمد . حيدر محمّد چشم بر اموال و اسباب او دوخته نقض عهد نمود و به شمشير بىاعتدالى او را به قتل رسانيد .
چون اين خبر به مسامع قدسيّهء حضرت جهانبانى رسيد ، مستحسن خاطر عدالت پيوند نيفتاد . چون دوردست بود و اوايل درآمد هندوستان ، سياست ظاهرى او موقوف ساخته ، فرمودند كه او ديگر كمر نخواهد بست . الحقّ تا سپرى شدن او اين جهان را همانطور كه بر زبان قضا ترجمان گذشته بود ، به ظهور آمد . شهاب الدّين احمد خان را - كه مير بيوتات بود - به جهت تحقيق اين معامله و تشخيص اموال او فرستادند ، و خود به دولت و اقبال همواره در رعايت رعيّت و تعمير جهان و رفاهيّت مردم بوده اوقات گرامى را صرف مرضيّات الهى مىفرمودند [ 355 ] .
اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 519
مساهمون: ابو الفضل مبارك
ص٥١٩