تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
در اواخر سال نهصد و شصت و يك فضاى دولت‌فزاى كابل به قدوم والاى آن فرمانرواى زمان [ 335 ] و سعادت‌بخش زمين فرّ آسمانى گرفت . در آن ايّام منعم خان را به آتاليقى حضرت شاهنشاهى پايهء امتياز بلند ساختند . اگرچه نظر به رسم و عادت اين نام بر آن پير نهادند ، امّا در معنى آن پير را طفل‌وار به دانش‌آموزى دولت پيش آن مظهر عقل كل فرستادند . منعم خان آداب شكر اين عطيهء عظمى به جاى آورده جشنى دلكش آراسته كرد و پيشكشهاى لايق به نظر درآورده اسباب تفاخر و اعتبار خود را سرانجام داد . و در اين سال الغ بيگ - پسر هلهل سلطان - از جانب فرمانرواى ايران رسيد و تحف و هدايا به نظر اشرف گذرانده باعث مزيد انبساط شد . و آن حضرت پيوسته به لوازم دادودهش پرداخته در سرانجام يورش هندوستان بودند . در اثناى اين انديشهء جهانگشايى يكى از درويشان - كه به ولايت اشتهار داشت - جفت موزه به طريق تحفه فرستاده بود . حضرت جهانبانى فرمودند كه ما از اين موزه به فتح هندوستان تفاؤل گرفتيم چه ، زبانزد عوام شده كه تركستان سر ، خراسان سينه و هندوستان پاى است . و فرمودند كه اين تفاؤل مثل آن تفاؤلى است كه حضرت صاحبقرانى فرموده بودند . و آن‌چنين است كه در آن سال كه از ماوراء النهر به فتح خراسان متوجّه شده بودند چون موكب منصور به اندخود ( 171 ) رسيد سنگى آتا نام ، درويشى در آن قصبه ، به صفاى ضمير و خرق عادت اشتهار داشت . حضرت صاحبقرانى به ديدن او توجّه فرموده‌اند . درويش سينهء گوسفند را به رسم ماحضر آورده پيش آن حضرت گذاشته است . آنحضرت به مقرّبان بساط عزّت فرموده‌اند كه ما از اين سينه به فتح خراسان تفاؤل گرفتيم چه ، خراسان را سينهء روى زمين گفته‌اند . دوّم عيد رمضان بود كه بيرامخان به شرف ملازمت استسعاد يافت . آن حضرت به جهت مزيد انبساط و فرط عنايتى كه به او داشتند مراسم عيد را اعاده فرموده جشنى دلكش‌تر از عيد ترتيب فرمودند . در اين‌روز بهجت‌افروز - كه عيار چابك‌سواران بادپيما و تيراندازان موشكاف مىگرفتند - آن شهسوار ميدان اقبال ، نونهال بهارستان جاه و جلال ، يعنى حضرت شاهنشاهى ، را ميل آن شد