نداشته ، و در ساعت مسعود قندهار را از فرّ موكب عالى رونق گرفت . جشنهاى رنگين و بزمهاى دلگشا ترتيب يافت .
از مشاهير ملازمان ركاب دولت شاه ابو المعالى ، منعم خان ، خضر خواجه خان ، محبّعلى خان مير خليفه ، اسمعيل دولدى ، حيدر محمّد آخته بيگى و جمعى ديگر بودند و از اهل سعادت خواجه حسين مروى ، مولانا عبد الباقى صدر و بعضى ديگر سعادت حضور داشتند .
بيرام خان در آداب خدمتكارى و لوازم نيازپاشى دقيقهاى فرونگذاشت و تمام زمستان در قندهار به عيش و عشرت گذشت . در اين مدّت آنچه به جهت سركار خاصهء پادشاهى در كار بود همه بيرام خان سرانجام نموده منّت بر جان خود مىداشت ، و جميع ملازمان درگاه را در منازل نوكران خود فرود آورده لوازم ميهمانى ايشان به صاحبان منازل مفوّض ساخته بود . هميشه حضرت جهانبانى در آن چندگاه در تنزّهات حسّى و عقلى و ترفّهات صورى و معنوى بوده التذاذ مىگرفتند ، و همواره بزمآراى خاطر بىغش و عشرتپيماى مواضع دلكش بوده زاويههاى درويشان و كلبهء صفاكيشان را به اقدام عقيدت مىپيمودند و فراخور حالات و مقامات افاضات و استفاضات رو مىداد .
از جمله مكرّر به صحبت مولانا زين الدّين « 2 » محمود كمانگر كه از مبارزان سرشكن نفس امّاره بود ، مىرسيدند و كلمات قدسيه از طرفين مذكور مىشد و اشارات و بشارات بر حصول مهمّات و مرادات عاجله و آجله فرامىگشتند .
خواجه على كه به رسالت ايران رفته بود و پيشتر از قدوم موكب عالى با تحف و هدايا به قندهار آمده بود به شرف ملازمت سربلند گشت ، و از نيكوخدمتى به منصب اشراف ديوان امتياز يافت .
و در همان نزديكى معظم سلطان از زمين داور آمده به خدمت عالى [ 334 ] مشرّف شد و مهتر قرا - كه از معتمدان محمّد خان حاكم هرات بود - نيز با پيشكشهاى گرامى ادراك ملازمت نمود و عريضهء عقيدت به نظر اقدس درآورده مشمول جلايل التفات شد . از براى مصلحت ملكى و نشاط خاطر در نواحى
هامش
( 2 ) ز : ملا زين الدّين ؛ ط : شيخ زين الدّين