تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
شوراندام طرح شكار قمرغه افكندند . آن شكار دلخواه اولياى دولت آمد و تفاؤل به صيد مرادات گرفتند . از قضاياى ناملايم كه در قندهار سانح شد ، كشته شدن شير على بيگ بود به دست شاه ابو المعالى . مجملى از اين سانحه آنكه در آن نزديكى شير على بيگ مير شكار بىرخصت از والى ايران شاه طهماسب آمده ملازمت كرده بود و شاه ابو المعالى بدمست بادهء تقرّب و مدهوش جام عزّت و شجاعت خود شده و پاى از دايرهء اعتدال بيرون نهاده بدمستيها كردى . و از آنجا كه تعصّب جنگ اهل خروج دماغ عقيدت او را پريشان ساخته بود مكرّراً در مجلس حضرت جهانبانى بر علانيه مىگفت كه من اين رافضيك را خواهم كشت . و آن حضرت از توجّهى كه داشتند اين را مطايبه پنداشته التفات به آن نمىفرمودند ، تا آنكه شبى آن بدمست بادهء تعصّب قصد آن بيگناه كرد و خون آن نامراد به خاك ريخت . آن حضرت را بسيار ناخوش آمد ، ليكن علاقهء خاص مجازى كه ساتر عيوب است آن حضرت را از مجازات آن تباه كردار متقاعد ساخت . و چون حسن اخلاق بيرام خان به وضوح پيوست و بر جهانيان روشن شد كه بر جادهء اطاعت و نيكوبندگى ثابت‌قدم است ، قندهار را - كه مكنون ضمير انتظام‌بخش آن بود كه به منعم خان مرحمت شود - از آن انديشه عنان گردانيده به بيرام خان مستقيم داشتند و زمين داور را از خواجه معظّم تغيّر فرموده به بهادر خان برادر عليقلى خان عنايت فرمودند . چون خاطر جهانگشا از انتظام مهمّات ملكى فراغ يافت به نيّت تسخير هندوستان به دار الملك كابل نهضت عالى فرمودند و بيرام خان رخصت يافت كه سرانجام اين يورش نموده به زودترين وقتى خود را به موكب و الا رساند . ولى بيگ و حاجى محمّد سيستانى را - كه همواره مردم از ايشان سخنان نقل كرده اسباب شورش فراهم مىآوردند - قرين ركاب دولت ساختند . نزديك به عرصهء غزنين حضرت شاهنشاهى نورپرورد سپهر آگاهى به دولت و اقبال استقبال فرمودند و نمودار قران السّعدين انتظام يافت . محمّد قلى خان برلاس و اتگه خان و جمعى ديگر به شرف كورنش استسعاد يافتند .