تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
چند منزل برگشته به ملازمت رسيد . بر خاطر نكته‌دان بغايت ناپسنديده آمد ، و ناقبولى صورتى كه داشت مردودنظرها شد . ميرزا از راه درياى سند به تته رفت و از آنجا به مقصد شتافت . سه حجّ دريافت . در يازدهم ماه ذيحجّه در منى به سال نهصد و شصت و چهار لبيك‌گويان اجابت دعوت حق نموده محمل عدم بست . چون سلسلهء سخن ميرزا كامران درهم نورديده آمد ، اكنون به سر مقصود شتافته تحرير مىرود كه چون موضع بكرام - كه به پيشاور شهرت دارد - مورد خيام نصرت شد ، قلعهء آنجا را افغانان بدنهاد ويران ساخته بودند . مقرّر شد كه قلعه را تعمير نموده و جمعى از دولتخواهان را گذاشته به جانب كابل نهضت فرمايند كه سرانجام اين قلعه مقدّمهء فتح هندوستان است . امرا كه مشتاق كابل بودند نمىخواستند كه به‌هيچ‌وجه در اينجا توقفّى واقع شود . حضرت جهانبانى توجّهات پادشاهانه بر اين كار گماشته در اندك فرصتى آن قلعهء سعادت اساس را تعمير فرمودند . پهلوان دوست ميربر به حكم عالى مورچلها را به جميع امرا قسمت نمود و به زودى صورت اتمام پذيرفت [ 332 ] ، سكندر خان اوزبك را به حراست آن گذاشته خود به دولت و اقبال متوجّه كابل شدند . بعد از آن افغانان هجوم عظيم بر آن قلعه آوردند . سكندر خان داد مردانگى و قلعه‌دارى داد و افغانان بىبهره پريشان گشتند . چون اوايل سال نهصد و شصت و يك كابل به فرّ قدوم پادشاهى رونق تازه يافت و مخدّرات تتق عصمت به شرف ملازمت امتياز يافته مباركباديها فرمودند ، آن حضرت بر زبان اقدس راندند كه مباركبادى آمدن و ديدن يكديگر به جاى خود است ، امّا قضيّهء ميرزا كامران مباركباد ندارد ، كه به دست خود قصد چشم خود كرده‌ايم . و به اولياى دولت مناشير عطوفت شرف صدور يافت . به عبد الرشيد خان - حاكم كاشغر كه پيوسته مذكّر قرب و قرابت بوده در مراسم يكجهتى اهتمام داشت - سوانح احوال نوشته مصحوب كاردانان روان ساختند . و در همين ايّام كه آن حضرت به مهمّات مالى و ملكى اشتغال فرموده و به لطف و قهر كار مظلوم و ظالم ساخته در گردآورى رضاى ايزدى اهتمام داشتند ،