تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 45

مساهمون:

صمقدمه ٤٥
10 ) مهابهارتا : در 990 ق . اكبر شاه امر كرد كه مهاربهارت را ترجمه كنند . علماى بزرگ و نامى هنود جمع شدند . اكبر خود مطلب عبارت را به نقيب خان بيان مىكرد و او به فارسى نقل مىنمود . بعد ملا عبد القادر بداونى و ملا شيرى « 1 » را طلبيده به هر كدام قسمتى از آن را واگذار نمود . در اين ميان دو فن يا دو قسمت از آن به فيضى محوّل گرديد « 2 » . 11 ) بهاگوت گيتا : اين كتاب را نيز فيضى از سانسكريت به فارسى ترجمه كرده است « 3 » . 12 ) راماين : ترجمهء اين كتاب را به فيضى منسوب مىدارند ، ولى از قرارى كه ملا شبلى نعمانى نوشته ترجمهء اين كتاب به دست عبد القادر بداونى صورت گرفته كه پس از چهار سال زحمت آن را در 999 ق . به پايان رسانده ، و پس از آن شخصى مسيحى به نام پانى پتى آن را به نظم درآورده است . « 4 » 13 ) رساله‌اى به نام اكبر : گويا رساله‌اى بوده بىنقطه به نام اكبر شاه ، ولى اثرى از آن ديده نشده است . « 5 » مرگ فيضى در 1004 ق . رخ داده است . مخالفان و موافقان وى ماده تاريخهايى در مرگ وى نوشته‌اند كه به چند فقره از آنها اشارتى مىرود . الف ) مخالفان :
هامش
( 1 ) . اين همان شيرى است كه راجع به اكبر شاه نوشته است :شاه ما امسال دعواى نبوّت كرده است * گر خدا خواهد پس از سالى خدا خواهد شود .( 2 ) . منتخب التواريخ ، وقايع 990 ق . به نقل از تذكرهء شعراى كشمير ، ج 1 ، ص 1197 . ( 3 ) . قسمت آخر كتاب را ابراهيم سرهندى ترجمه كرده است ( شعر العجم ، ج 3 ، ص 56 ، دربار اكبرى ، ص 374 ) . ( 4 ) . شعر العجم ، ج 3 ، ص 56 . ( 5 ) . دربار اكبرى ، ص 376 .