تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
صباح آن روز جهان‌افروز حضرت جهانبانى بر سرير اقبال و كامرانى متمكّن گشته از تمام اركان دولت و اعيان مملكت و كافّهء سپاه و حشم و عامّهء عبيد و خدم كورنش گرفتند و طوايف خلايق به شرف زمين‌بوس كامياب سعادت شدند ، و دست تمنّا به دريوزهء دعا برداشته دوام دولت خلافت و رفعت لواى سلطنت از عتبهء كبريا « 11 » درخواستند . و آن حضرت ابواب عدل و احسان بر روى جهانيان گشوده تمام زمستان بالاى ارك آسايش‌پذير بوده در رضاى خالق و دلاساى خلايق كوشيدند . از وقايعى كه در آن نزديكى سانح شد ، رحلت يونس على و مؤيد بيگ بود كه از اعيان سلطنت و صدرنشينان بارگاه عزّت بودند . و در همين ايّام به مسامع عليّه رسيد كه خواجه معظّم به اتّفاق مقدم بيگ مىخواهد كه فرار نمايد و خود را به ميرزا كامران رساند . اين معنى بر خاطر اشرف گران آمد . مقدم بيگ را به جانب كشمير اخراج فرمودند و خواجه معظّم را از نظر التفات و اعتبار انداختند ، و به يمن توجّه و ظلّ احسان « 12 » آن حضرت ولايت كابل مورد امن و امان و مهبط رحمت يزدان گشت [ 246 ] .
هامش
- مشاهدهء نور الهى - كه از جبين آن برگزيدهء عالم طالع بود - شادمانيها نمودند . ( 11 ) ح : كبرياى حضرت عزّت ( 12 ) ط : توجه فضل و احسان