تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
قرار نداده به سرعت تمام خود را به ارك كابل رسانيد ، و ميرزا ابراهيم - ولد خود - را با جمعى از اهل حرم همراه گرفته از راه بينى حصار روانهء غزنين رويه شد . چون فرار نمودن او به مسامع عليّه رسيد ، حضرت جهانبانى بابوس را با جمعى از معتمدان به كابل فرستادند كه در آنجا بوده نگذارند كه به سپاهى و رعيّت آسيبى رسد و همه را مستمال عنايت پادشاهى سازند ، و ميرزا هندال و جمعى را تعيّن فرمودند كه ميرزا را تعاقب نمايند . و خود به همعنانى نصرت و همركابى اقبال متوجّه شهر كابل شدند و در ساعت مسعود كوس‌زنان دولت كوراكهء اقبال بلند آواز كردند ، و كوكبه‌داران نصرت كوكبهء حشمت را به سپهر مكوكب رساندند . در شب سيزدهم آذر ماه جلالى ، موافق شب چهارشنبه دوازدهم شهر رمضان نهصد و پنجاه و دو ، به تأييد آسمانى فتح كابل - كه مقدّمهء فتوحات بىاندازه است - روى داد و ابواب شادمانى و كامگارى بر دلهاى خلايق گشوده شد . دو ساعت از شب گذشته بود كه آن حضرت [ 245 ] ساحت كابل را مقدم دولت پرتو سربلند ساختند . نويدى تاريخ اين فتح « كابل را گرفت » يافته بود ، و ديگرى اين مصراع :
« بىجنگ گرفت ملك كابل از وى ( 159 ) »
. چون با ميامن آثار ذات قدسى سمات حضرت شاهنشاهى ابواب مسرّت و شادمانى گشاده گشت و اساس دولت بتازگى نهاده آمد ، حضرت جهانبانى را هزيمت ميرزا كامران و فتح كابل در نظر نيامده قدوم بركات التزام حضرت شاهنشاهى بودند ، تا آنكه در زمان مسعود و وقت محمود آن جهان آگاهى را - كه در آن زمان به حساب مدّت‌عنصرى دو سال و ده ماه و هشت روز بوده‌اند - به دريافت ملازمت حضرت جهانبانى آوردند . و آن حضرت به ديدار فيض‌بخش مسرّت‌افزاى آن نورپرورد ايزدى انبساط صورى و معنوى يافتند و سجدات شكر سلامت آن نونهال بوستان اقبال و دريافت فروغ آن چراغ دودمان خلافت به جاى آوردند ، و در ازاى اين خجسته‌دولت و حذاى اين فرخنده‌كرامت ابواب خيرات و مبرّات بر روى روزگار خواص و عوام گشادند « 10 » .
هامش
( 10 ) ح ، ط : بر روزگار اهالى و افاضل و ايتام و ارامل گشاده زربخشى و جواهرپاشى فرمودند ، و از -