- كه در شهر باشند - همهوقت حاضر بوده ، هرگاه پادشاه خواهند بىتوقّف به نغمه و ترنّم پرداخته آن حضرت را خوشوقت سازند ، و هركس كه قابل آن مجلس تواند بود در خدمت از دور و نزديك بوده باشد كه به وقت طلب حاضر گردد و اوقات خجسته ساعات ايشان را به هر نوع كه توانند شگفته داشته باشند .
و ديگر شنقار ، باز ، چرغ ، باشه ، شاهين ، بحرى و آنچه در در سركار فرزند و آن ايالتپناه يا اولاد عظام بوده باشد پيشكش نمايند ، و ملازمان ايشان را تمام خلعتهاى ابريشمى از هر جنس و هر رنگ علىحدّه علىحدّه فراخور آن كس از الوان مخمل ، خارا ، تكمهء گلابتون و طلاباف بپوشانند .
و چون به منزل خود روند ملازمان ايشان را به نظر خجسته اثر آن فرزند ارجمند درآورند . آن فرزند به خلق كريم - كه ميراث آباواجداد اوست - بديشان معاش نموده ، به هر يك از ايشان جداجدا سروپا و اسب فراخور هر كس بدهد ؛ و انعام زياده از سه تومان نباشد ، و دوازده تقوز پارچهء ابريشمى از مخمل ، اطلس و كمخاب فرنگى و يزدى و بافتهء شامى « 11 » و غيره - كه بغايت لطيف باشد - و سى تومان زر نقد در سى كيسه با قماش مذكور بكشند ، و به لشكرى به هر نفرى سه تومان تبريزى - كه ششصد « 12 » شاهى باشد - بدهند ، و سه روز در سر خيابان و كاريزگاه سير مىفرموده باشند ، و در اين سه روز از در باغ چهارباغ شهر - كه منزل پادشاهانه است - تا سر خيابان ( 131 ) - كه در باغ عيدگاه است - بفرمايند كه محترفه اصناف چهار طاقبندى به آيين شيرين بندند ، و به هر صنعتگرى يكى از امراى مذكور را شريك سازند تا به تعصّب يكديگر هر صنعت و شيرينكارى كه دانند به عمل آورند .
انسب آن است كه چون پادشاه آن مرزوبوم را به قدوم فرخنده مشرّف ساخته اوّل به شهرى كه آن نور چشم عالميان است به وجود شريف خود آن را مشرف خواهند ساخت به نظر كيميا اثر ايشان از مردم خوشطبع و شيرينگوى كه در شهر هستند درآورند كه باعث سرور باشد .
روز سيوم كه از اين چهارطاق و خيابان شهر و صفا دادن چهارباغ فراغ
هامش
( 11 ) در اكثر نسخه : تافتهء شامى
( 12 ) الف ، ب ، ح : سهصد