رسانيد كه يورش عراق بر ذمّهء همّت عليا لازم است . اين گروه كه از اين سفر مانع مىآيند به غير از غدر و خديعت غرضى ندارند .
چون احمد سلطان به عنوان عقيدت و اخلاص در خاطر حضرت جهانبانى جاى كرده بود ، سخن او به معرض قبول پيوست و بر اين كنگاش عمل فرموده متوجّه عراق شدند و به اين تقريب روزى چند حاجى محمّد مردود بساط قرب بود .
احمد سلطان ملازم ركاب معلّى بوده مىخواست كه از راه كيلكى « 4 » بدرقه باشد .
آن حضرت را چون سيرهرى مكنون ضمير اقدس بوده به راه قلعهء اوك متوجّه آن سمت شدند .
چون مكتوب مودّت و منشور اخلاص حضرت جهانبانى جنّتآشيانى به تختآراى ممالك ايران شاه طهماسب رسيد ، مقدم سعادت التزام آن حضرت را نعمت غير مترقّب شناخته ، خوشوقت شد و خواست كه سايهء فرّ هماى سعادت همايونى را بر فرق دولت خود جاى دهد ، و ادراك اين سعادت را عنوان كارنامهء افتخار خاندان خود سازد ؛ و به شكر اين نعمت فرمود تا سه روز در قزوين نقّارهء شادمانى نواختند ، و مكتوبى در جواب مشتمل بر كمال توقير و احترام و استدعاى تشريف حضور در اسرع ازمنه با الوف محامد و اثنيه و صنوف تحف و هدايا مصحوب مقرّبان خاص ارسال داشت ، و اين بيت بر عنوان مكتوب ثبت نمود ( 124 ) :
شعر
هماى اوج سعادت به دام ما افتد * اگر تو را گذرى بر مقام ما افتد .
و فرستاده را رعايتى شايسته كرده روانه ساخت ، و اظهار انواع شكرگذارى و حقشناسى و تذكار محبّت قديمى نموده جلايل تعظيم و اكرام به جاى آورد ، و به
هامش
( 4 ) الف : بيس كيلكى ؛ ژ : تپس كيلكى ؛ م : تبس كيلكى