تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
سلاطين روزگار ، تاج‌فرق خواقين نامدار ، المؤيّد من عند اللّه ، نصير الدّين محمّد همايون پادشاه - خلّد اللّه تعالى عزّه حسب الآمال الى يوم المآل - نوشته بودند ، چه گويد كه چه مقدار سرور و حضور روى نمود : شعر
مژده اى پيك صبا كز خبر مقدم دوست * خبرت راست بود اى همه‌جا محرم دوست
باشد آن روز كه در بزم وصالش يك دم * بنشينم به مراد دلِ خود همدم دوست .
اقدام بىملال و توجّه آن پادشاه فرشته احترام را غنيمت عظمى دانسته ، بداند كه به مشتلق آن خبر خجسته اثر ولايت سبزوار از ابتداى حمل تشقان‌ائيل بدان ايالت‌پناه مرحمت فرموديم ، داروغه و وزير خود را بدانجا فرستد كه مال واجبى و وجوهات ديوانى آنجا را از ابتداى سال حال تصرّف نموده به مواجب لشكر ظفر اثر و ضروريات خود صرف نمايد [ 207 ] و به دستورى در اين نشان مذكور شده فصل‌بفصل و روزبروز عمل نموده ، از مضمون مطاع تخلّف ننمايد . و پانصد كس از مردم عاقل روزگارديده كه هر كدام يك اسب كتل و استر ركاب و يراق درخور آن داشته باشند تعيّن نمايد كه به استقبال آن پادشاه صاحب‌اقبال رفته ، با صد رأس اسب به دو كه از درگاه معلّى مع زين طلا جهت آن حضرت فرستاده شد ، و آن ايالت‌پناه نيز از طوايل خود شش رأس اسب به دو آسودهء خوش‌رنگ قوىجثّه - كه لايق سوارى آن شهسوار معركهء دولت و كامگارى بوده باشد - انتخاب نموده و زينهاى لاجوردى منقّش با عباييهاى زربافت « 2 » و زردوز - كه لايق اسبان سوارى آن پادشاه جم جاه باشد - بر بالاى اسبان مذكور نهاده ، هر اسب را به دو نفر ملازم خود داده روانه گرداند . و كمر خنجر خاصهء شريفه كه از نوّاب كامياب مغفورى مرحومى عليّين
هامش
( 2 ) م : زربافت