نهصد و سى و نه در تصرّف درآورده بود ، و در سلخ شوّال سال مذكور با امراى كشمير و محمّد شاه - كه اسم حكومت به نام او بود - صلحگونه [ اى ] كرده دختر محمّد شاه را براى اسكندر سلطان پسر خود گرفته از راهى كه آمده بود مراجعت كرد .
چون در اين نوبت فتح غيبى دست داد و ملك كشمير مسخّر شد ، مدّت ده سال در انتظام آن ولايت سعى بليغ نمود و آن عرصهء دلپذير را كه حكم خرابهاى داشت لباس شهرى پوشانيده و اقسام محترفه و ارباب صناعات را از هر جا طلب داشته در مقام رونق و رواج آن ملك شد ؛ على الخصوص موسيقى را بازار گرم گشت و انواع ساز در ميان آورد . مجملًا صورت ظاهرى آن مملكت - كه نشأه دنيايى اوست - معنى پيدا كرد ، امّا به واسطهء تعصبهاى خنك بىنمك ميرزا - كه منشأ آن نارسايى با دعوى رسيدگى است - متاع معنى كشمير - كه عالم يكرنگى و ديندارى است - كساد يافت . و تا امروز بوى تعصّب از كشميريان مىآيد كه محبّت را تأثير عظيم است ، سيّما اطوار فرمانروايان كه قوىاثر مىباشد .
اميد كه به يمن آثار « 5 » حقيقت و حقانيّت حضرت شاهنشاهى صورت و معنى كشمير اتحاد پذيرد و متاع حقپرستى و خداشناسى بىشايبهء تكلّف و تعصّب رواج گيرد و از سهوهاى عظيم - كه ميرزا را روى داد و ميمنت نداشت - آن بود كه با وجود فتح چنين ، خطبه و سكّه به نام نازك شاه به دستور امراى كشمير ساخت . بايستى كه حقّ نمك حضرت جهانبانى به جاى آورده وجوه دراهم و دنانير و رؤوس منابر را بنام قدسى حضرت جهانبانى مشرّف مىساخت .
همانا كه با زمانه مدارايى مىكرد ، نه « 6 » بىاخلاصى را رواج مىداد ، و لهذا در آن ايّام - كه فتح كابل شد - خطبه را به نام مقدّس حضرت [ 199 ] جهانبانى ساخته سربلند شد . و در تاريخ نهصد و پنجاه و هشت هجرى در شبيخونى كه كشميريان آورده بودند ، مسافر ملك نيستى شد .
مجملى از اين سانحه آنكه ميرزا از آيين عدالت - كه نگاهبان دولت است - عدول نموده به مقتضاى هوا و هوس خود زيست كردن گرفت و هشيارى و
هامش
( 5 ) در اكثر نسخه . انتشار
( 6 ) م : ندارد