اطمينان خاطر شرايط احتياط مرعى داشته ، فرمان دادند كه از شاخههاى درخت فراروى لشكر منصور حصار ساختند . در پيش آن خندق كندند و از پس آن از قسم گاو و گاوميش بسيار به مقابل يكديگر داشتند . گردنههاى ايشان به چرم گاو برهم بستند و خار خسك بسيار از آهن ساخته بودند . مقرّر شد كه پيادهروان آن را نگاه دارند و تا هنگام حمله و درآمدن فيلان به سر راه اندازند .
همراه حضرت گيتىستانى فردوسمكانى - كه چهارم گيتىنوازان هندوستانستان است « 9 » در اين فتح بزرگ - كه از جلايل عطيّات والاى ايزدى است - از سپاهى و غير آن از دوازدههزار زياد نبود ( 56 ) .
غريبتر آنكه ولايت آن حضرت بدخشان ، قندهار ، و كابل بود و باز از آن ولايت فايدهاى معتد « 10 » عايد نمىشد كه مدد خرج لشكر تواند بود ، بلكه در محافظت بعضى از سرحدّها به جهت دفع مخالفان و ديگر مصالح ملكى خرج از دخل زياده مىشد و با مثل سلطان ابراهيم - كه نزديك يك لك سوار و هزار فيل جنگى داشت و از بهيره تا بهار در تصرّف او بود و حكومت خلاصهء ممالك هندوستان بىمخالفى و منازعى بر نهج استقلال مىنمود - به محض توفيق غيبى و فرط تأييد آسمانى اين كار شگرف را پيش بردهاند ؛ چنانچه كارشناسان فراخحوصله از تحسين و آفرين اين كارنامهء ادوار عاجزند . آرى ذات مقدّس كه حامل نور جهانافروز حضرت شاهنشاهى است ، اگر مصدر اين امور گردد چه دور باشد ( 57 ) .
بالجمله [ 98 ] حضرت گيتىستانى فردوسمكانى از طلوع انوار فتح آيينهء پيشانى را به خاك سجدهء شكر جلا بخشيده ، عالميان را به انعام عام صلا دادند و اولياى دولت قاهره را در اطراف و اكناف ممالك به دستور شايسته روان ساختند . و كارى كه بر همم عاليهء سلاطين كشورگشاى ، كه به نيروى طالع بلند هندوستان تسخير نمودهاند ، فزونى تواند كرد فتح حضرت جهانبانى جنّت آشيانى است كه به بركت وجود سعادتپيوند حضرت شاهنشاهى در عرصهء سهرند واقع شده است - چنانچه به شرح و بسط رقمزدهء كلك بيان خواهد شد كه
هامش
( 9 ) ج : هندوستان است
( 10 ) ح : معتدبه ؛ م : متعد