چون در ميان فرزندان چغتاى خان خلاف و نزاع بسيار پديد آمد ، از ارتباط و اختلاط نفرت گرفته در شهر كش - كه جاى موروثى بود - قرار گرفت . تا آنكه منكوقاآن بن تولى خان بن چنگيز خان برادر خود هلاكو خان را به جانب ايران فرستاد و از هر چهار الوس جوجى ، چغتاى ، اكتاى « 46 » و تولى امرا و مردم همراه ساخت . از الوس چغتاى خان ايجل نويان را به استدعاى تمام به رسم سالبورى تعيّن نمود كه مصاحب هلاكو خان باشد . و خان مذكور مراغهء تبريز به او داد و به آداب بزرگى سلوك داد .
امير ايلنگر خان
ارشد اولاد والانژاد ايجل نويان بود . چون ايجل نويان با هلاكو خان از توران [ 77 ] به ايران « 47 » نقل كرد او در الوس چغتاى قايممقام پدر گرامى شد . و چون در ايران ايجل نويان اين جهان نظر فريب را بدرود كرد ، دواخان « 48 » بن براق خان بن بيسوتو ابن مواتكان بن چغتلى خان بن چنگيز خان به او رسيده بود او را امير الامرا ساخت ، و زمام حلّ و عقد سلطنت به دست تدبير او داد و مرتبهء پدران به او مسلّم داشت . او چنانچه مقتضاى دانش و بينش است در رواج كار مملكت كوشيد و او به ملّت زهراى احمدى درآمد .
امير بركل
عظيمقدر قوىحال بود . چون پدر بزرگوارش امير ايلنگرنويان در زمان ترمشيرين خان بن دواخان از اين جهان بىمواسا درگذشت ، از او همين يك فرزند ارجمند ماند . او همواره به معالجهء نفس خود پرداخته فرصت به غير پرداختن نيافت . از صحبت خانان متقاعد بوده آيين پدران به بنى اعمام گذاشت و فارغ البال در حدود كش ( 30 ) مىبود . در گردآورى رضاى ايزدى تكاپوى داشت .
در تحصيل مكارم اخلاق جستجوى مىنمود . در آن نواحى به بعضى محال و مواضع كه از املاك قديم بود صرف معيشت و كفاف مىكرد تاآنكه به عالم
هامش
( 46 ) م : اوكناى
( 47 ) متن : ايرن
( 48 ) م : واخان