بيچارههاى ازپاافتاده را دستگيرى كند . با خويشاوندان سعادت پيوند به مهربانى پيش آيد و ساير نيكانديشان از فيض انعام و احسان او بهرهمند گردند و از حدايق افضال و اكرام او ثمرات برچينند . و مقرّر است كه اگر صاحب سيوم سعد باشد مولود گرامى به سلطنت عليا رسد ، چنانچه در زايچهء مقدّس صاحب سيوم سعد اكبر « 7 » است و هر آينه دلالت دارد بر خلافت كبرى و ايالت عظمى ؛ و صاحب چهارم كه مرّيخ است در پنجم جا گرفته : پدر والاقدر از وجود اشرف او مؤيّد به تأييدات غيبى گردد و فرزندان عالىنژاد او دراز عمر باشند و با دولت و اقبال بزرگ و نامدار شوند ؛ و صاحب پنجم كه مشترى است در دوّم است : خزاينش فراوان شود و ممالك عظيمه در تحت تصرّف آورد . و چون زهره نيز در دوّم است به نكات موسيقى و دقايق ادوار و رموز نغمات باريكبين و موىشكاف باشد ؛ و صاحب ششم ، زحل در سيوم است : بعضى از ملازمان درگاهش انديشههاى ناشايسته پيش گيرند و پايمال قهرمان اقبال شوند ؛ و صاحب هفتم زحل در سيوم است : امور شوكت و ابهّت به تدبير صايب خود انتظام دهد و در خاطر او اين آرزو جاى كند كه مرا برادرى نشد كه در خدمت من سربلندى شدى ؛ و صاحب هشتم مشترى در دوّم است : به تدبير والاى خود اموال فراوان و خزاين بىاندازه را متصّرف باشد و تواند بود كه ميراث نيز به دست او افتد ؛ و صاحب نهم ، مرّيخ در پنجم خانهء مشترى است : دلالت بر قوّت حافظه كند و يادداشت قوى داشته باشد .
هرچه با خلق كند شايسته كند . [ 31 ] پرستش خالق پسنديده نمايد و به آيين نيكو در رعيّتپرورى و معدلتگسترى به سر برد . او را فرزندان دولتمند حقپرست شوند ، و متأدّب به آداب اطاعت و رضاجويى باشند ؛ صاحب دهم ، زهره در دوّم است : به والدين و بزرگسالان خويش به ادب و رضاطلب باشد ؛ و صاحب يازدهم عطارد در سيوم است : خدمتكاران و ملازمان درگاه را دوست دارد . پناه جهانيان باشد . دشمنان او بىمحنت و مشقّت او نيست و نابود گردد ؛ و صاحب دوازدهم قمر در ششم است : منافقان و مخالفان او فراوان باشند . از صدمهء صداى كوس دولت و غلغلهء هيجاى عظمت او سراسيمه و پراگنده گردند و خايف و خاسر روى
هامش
( 7 ) متن : اصغر