تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اكبرنامه ( تاريخ گوركانيان هند ) ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
كه جهان از پرتو آن روشن شد و از جيب قاچولى بهادر به‌درآمد - اشارت . بر وجود حضرت صاحبقرانى كرده كه جدّ هشتم آن حضرت است ، امّا بر باطن نور مواطن دوربينان علم تعبير و رمزدانان عالم مثال ظاهر است كه از هفت « 9 » كوكب هفت تن تعبير نمودن - كه به اكليل فرمانروايى سربلندى نيافته باشند و به متكّاى دولت‌آرايى ارجمندى نديده « 10 » از وادى تعبير و اشارت مثالى دور است ، بلكه آن هفت كوكب هفت جهان‌آراى والاقدراند . و مقصود از آن لمعهء جهانتاب ذات مقدّس حضرت شاهنشاهى است كه به نورانيّت وجود ارفع عالم و عالميان را روشن و منوّر گردانيده ، و آن نور ساطع اين سعد اكبر است كه از جيب آن برجيس سعادت سر زده بود . اگرچه او جدّ شانزدهم آن حضرت است از روى « 11 » شماره ، امّا در اين ميان هفت كوكب برج عظمت‌اند كه نور اين شهنشاه گيتىافروز در جبههء حال آنها كمال ظهور كرده « 12 » و اين هفت تن در ميان اين هژده كس به بزرگى و گيتىآرايى امتياز تمام داشته‌اند ، و هشتم اين گروه والاشكوه ذات اقدس حضرت شاهنشاهى است كه نور معدلت ايشان [ 17 ] آفاق را منوّر دارد ، و در سلسلهء عليّهء اين هژده بزرگ اين مظهر كمال قدرت ايزدى را خلعت گرانمايهء سلطنت صورى و معنوى ارزانى داشته ، نوربخش عالم باطن و ظاهر ساخته‌اند . بر متفحصّان دقايق آثار صدق اين معنى مخفى نيست ، چنانچه مجملى از كمالات اين گروه و الا در اين شگرف‌نامه گذارش خواهد يافت ، و بر هوشمندان بيداربخت حقيقت اين سخن به ظهور و ثبوت خواهد رسيد . و هركه امروز گرامى احوال اين بزرگان فرخنده‌مآل را به نظر دقّت و خبرت مطالعه نموده ، عهد خليفهء زمان را دريابد و بر مراتب درجات عالى خديو جهان مطّلع گردد ، آفرين بر اين دريافت كند . هيهات ! هيهات ! سخن‌فروش نيستم كه چشم تحسين از مردم داشته باشم . جايزهء عظمى از اين گزيده‌تر چه باشد كه دل اخلاص گزين من مصدر نكات حقّانى شده است و خرد نكته‌دان من مهبط اين دقايق ربّانى گشته ، از اين جواهر شبتاب گوشواره‌هاى گرامى به جهت آرايش گوش هوش سعادتمندان دانش‌پسند يادگار مىگذارم .
هامش
( 9 ) م : هشت ( 10 ) م : ندارد ( 11 ) م : نور ( 12 ) ج ، ح ، ط : كرده