تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
« فارس‌نامه » ى خود را قبل از چاپ شدن به من نشان داد . چندين ورق برخواندم ؛ از تحقيقات او برخوردار شدم . مرحوم محمد حسن خان اعتماد السلطنه ، وزير تأليفات ، كه با مؤلفين و مصنفين و زباندانان ايران حسادت و دشمنى داشت « 39 » ، چون « فارس‌نامه » ى حاجى ميرزا حسن طبيب فسايى را ديد ، به من گفت : « كاش در هريك از ولايات ايران ، يك نفر چنين ژغرافىدان رجال‌نويس پيدا شود كه در هردوره‌يى ، شرح ولايت و مملكت خود را بنگارد ؛ كه مردم ايران ترقى كنند و به علم پردازند . » خلاصه ، « فارس‌نامه » خوب كتابى است . و « آثار العجم » هم كه از تأليفات ميرزاى فرصت است ، در معرفت فارس و آثار سلاطين ساسانى كه در سنگ كوه‌ها نقر و نقش كرده‌اند ، و صورت آن را در « آثار العجم » نگاشته‌اند ، خوب كتابى است . خلاصه ، بعد از فوت مرحوم حاجى ميرزا حسن ، پسر او جناب حاجى ميرزا سيد على مدرس و متولى مدرسه‌ى منصوريه‌ى شيراز ، به لقب شريف مهذب الدوله ملقب گرديد و به يك حلقه انگشترى الماس مباهى و مفتخر آمد . اين مهذب الدوله را من نديده‌ام و از علمش اطلاعى ندارم . اما ، همين‌قدر كه او مدرس و متولى مدرسه باشد ؛ لا بدا ، از اهل علم است . لكن ، تعجب من در اين است كه : اگر كسى از اهل علم و مدرسه باشد ، چرا لقب مهذب الدوله براى خود اختيار مىكند ؟ اهل علم به كار دولت و ملك و سلطنت نبايد بپردازد . « 40 » فرح السلطنه از اخوات مكرمات بندگان اقدس همايون ، كه هفده سال از مراحل زندگانى پيموده بود ، شب چهارشنبه ، 24 شهر ذى القعده الحرام ، وفات كرد . مراسم تعزيت برپا داشتند و نعش آن مرحومه را با تشريفات و احترامات تمام ، در حالى كه جناب مستطاب صدراعظم و تمام ملك‌زادگان عظام و وزراء و امراء فخام براى تشييع جنازه حاضر بودند ، حمل به زاويه‌ى مقدسه‌ى حضرت عبد العظيم نمودند و در آنجا مدفونه‌اش ساختند . جناب قطب الاقطاب ، حاجى ميرزا حسن صفى على شاه ، صاحب « تفسير منظوم » ، كه مرشد و راهنماى درويشان و اهل تصوف و عرفان بود ، در 24 شهر ذى القعده وفات كرد . بعد از فوت مرحوم حاجى ميرزا غلامرضاى زجاجى ، معروف به استاد ، ديگر ساير
هامش
( 39 ) - دو سطر را حذف كرده است ، بدين مضمون : « و به من مىگفت هركس تأليفى يا زبان خارجه دارند ، من طبعا با چنين شخص دشمن هستم . ولى ، چنين شخص با عداوتى چون فارس‌نامه‌ى پ‌اجى ميرزا . . . » ( 40 ) - چند سطر را حذف كرده است ، بدين مضمون : « عالم كلك است و كار عالم كلك است . همه‌ى ايرانيان مغشوش هستند و فرنگيان مغشوش‌تر از ما هستند . لكن ، حفظ ظاهر كرده ، تا بتوانند پرده بر روى اعمال و اقوال قبيحه‌ى خود مىكشند ؛ و ما ايرانيان حفظ مراتب خود را نكرده ، گاهى از بالا به پائين مىآئيم و گاهى پائين بوده ، بالا مىرويم . خداوند ما را حفظ كند كه به كجى نشتابيم . »