كرده ، مراسم تعزيت و مجلس ختم آن مرحوم از طرف دولت و ملت كاملا مرعى گرديد .
اين مجتهد مبرور ، علاوه بر فقه و اصول ، جنبهى ادبيت و تاريخدانى و ذوق اشعار داشت .
قبل از آنكه به اجتهاد برسد ، با ايشان بعضى شبها و بعضى روزها به سر بردم . من و او در مديحهى حضرت صاحب الامر ، عجل اللّه فرجه ، بعضى اشعار و قصايد عربى انشاء كرده ، در « انجمن سادات اخوى » و غيرها ، براى يكديگر مىخوانديم ؛ و طبع سرشارى داشتند .
بعد ، ايشان از تهران به عتبات رفته و چند سالى فقه و اصول را كامل كرده ، بهعنوان اجتهاد به تهران آمدند . به تقويت و همراهى جناب مستطاب اشرف امجد آقا ميرزا على اصغر خان صدراعظم ، در دورهى شاه شهيد ، طاب ثراه ، در تهران رياستها كرده ، مرسوم ديوان بردند و توليت مدرسهى ناصرى يافتند . صفات حميده داشتند ؛ لكن ، صورت دنيا شدند و رتبهى زهد ايشان كم شد . با وصف اين حالات ، بايد طلب مغفرت براى ايشان كرد . رحمت اللّه عليه .
شيخ مزعل خان معز السلطنه عرب ، حاكم شط العرب و محمره ، كه بسى شهامت و رشادت داشت ، در اين سال وفات كرد . او پسر مرحوم حاجى جابر خان نصرت الممالك است . شيخ خزعل ، برادر آن مرحوم ، به شرحى كه در باب امتيازات گذشت ، به لقب معز السلطنه ملقب شد ؛ حكومت و سرحددارى شط العرب و محمره به او واگذار گرديد و امتيازات دولتى يافت .
شمس العلماء تبريزى ، كه از اجلهى علماء تبريز است ، در سيزدهم صفر اين سال وفات يافت . حضرت و الا وليعهد ، صاحب اختيار آذربايجان ، به مجلس تعزيت آن مرحوم به اتفاق اميرنظام ، پيشكار آذربايجان ، تشريف برده ؛ امر به ختم مجلس تعزيت فرمودند .
اسم اين مرحوم را نمىدانم ، و از شرح حالش اطلاع ندارم كه بيش از اين شرح و بسط دهم .
آقا ميرزا محمد فرزند جناب مستطاب ظهير الاسلام آقاى امام جمعه ، كه سى سال از مراحل زندگانى پيموده و مراتب علميه و زهد و تقوا را به انتها رسانيده بود ، در روز نوزدهم ربيع الاول ، به تب لازم و اسهال بدرود زندگانى كرد . مجلس تعزيت آن مرحوم در مسجد اعظم سلطانى ، يك دو روز منعقد شد . رحمت اللّه عليه .
رحمت اللّه خان سارى اصلان افشار ، كه پدر بر پدر به همين لقب ملقب و از ابتداى دولت سلسلهى قاجاريه تاكنون از امراء دربار بودهاند ، روز جمعه ، سيزدهم اين ماه ، در حال سوارى از اسب پرت شده ؛ به همين آسيب درگذشت . عمر او از هشتاد سال قدرى متجاوز بود .
حاجى محمد حسن اصفهانى ، امين دار الضرب ، معروف به كمپانى ، كه در دورهى ناصرى و دورهى مظفريه اول تاجر محترم معتبر ايران بود و در ولايات خارجه نفوذ و رسوخى داشت و هميشه طرف رجوع كارهاى دولتى بود ، در اين اوقات كه اداره و انتظام مجلس نرخ با او بود و بسى خدمات به ملت و دولت كرد ، كه مردم از قحط و غلاى اين سال رستند ، چنين مرد سعادتمندى در اواخر اين سال هزار و سيصد و شانزده ، در ماه شعبان وفات كرد . و عموم اهل تهران براى او طلب مغفرت كردند ؛ و محض انتظام
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 369
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٦٩