نرخى كه از او سر زد ، او را به خير و خوشى ياد مىكردند . چون او وفات كرد ، حاجى حسين آقا فرزند عاقل رشيد ماهر كافى او را ، كه از تجار معتبر است ، به رياست مجلس انتظام نرخ برگماشتند . او هم نيكو از عهده برآمد . خلاصه ، حاجى محمد حسن مرحوم در امر تجارت و فلاحت و نظم كارها و كشيدن راهآهن و ترتيب امور سياسى ، شخصى ماهر بود . اگر به او امنيت و اطمينان مىدادند ، وى كار تجارت را به ايران به جايى مىرسانيد كه اهل ايران محتاج به امتعه و اسباب خارجه نشوند . چرخ و ماشين هر كارى را به ايران مىآورد و كارخانجات جديده راه مىانداخت . ولى ، افسوس كه او را به بعضى كارها تشويق و ترغيب نكردند . و باز هم در ايران ، تجار كافى عاقل هستند كه كسى آنها را به ترقى ايران و احداث كارخانجات بازنمىدارد .
حاجى محمد حسن مذكور ، در دورهى ناصرى ، امين دار الضرب و مسكوكات بود .
سكههاى امين السلطانى كه بر سكههاى قديم ايران زهى رجحان داشت ، به مباشرت و رياست او به دار الضرب بوده است . از آثار خيريهى آن مرحوم ، چاپ شدن تمام مجلدت « بحار - الانوار » است كه مبالغى خطير صرف كرده ، تمام مجلدات را چاپ كرده ، مجانا به مردم داد . ديگر از آثار خيريهى او ساختن حجرات متعدده است به صحن باغ مقبرهى ابن بابويه ، عليه الرحمه ، كه در يك فرسنگ و نيمى تهران واقع است . چهار فرسخ راهآهن در مازندران را تا لب دريا كشيده است ، كه حمل مال التجاره به كشتىها آسان شود . در چند جزء قبل اين جلد و در جلد دويم اين كتاب ، كه در وقايع هزار و سيصد و چهارده نوشته شده است ، شرحى از حاجى محمد حسن مذكور نگاشته شده است ؛ هركس خواهد ، رجوع به آنجا كند .
سلالة السادات العظام ، جناب حاجى ميرزا حسن شيرازى ، معروف به فسايى ، كه اصلا از اهل فساى شيراز بوده است ، مؤلف « فارسنامه » ، صاحب « قرآن حسن » ، كه از فضلا و ادباى دورهى ناصرى و اين دوره است ، در ماه رجب اين سال در شيراز وفات كرد . در شرافت اين سيد عالىنسب ، اين بس كه : خانههاى حضرت ابى طالب كه هنوز در مكهى معظمه مىباشد ، نسلا بعد نسل در دست اجداد او بوده ؛ در زمان حيات آن مرحوم نيز ، توليت آن مقام منيع ارثا با خود او و اينك هم منتقل به اولاد وى مىباشد . ايشان با مرحوم حجة الاسلام حاجى ميرزا حسن شيرازى ، ساكن سر من راى ، اعلى اللّه مقامه ، كه در دورهى ناصرى رئيس ملت ايرانيان بود و جميع مجتهدين ايران نزد او كوچك بودند و حكم او را كالوحى المنزل من السماء مىپنداشتند ، در نسب به يك رشته مىپيوستند .
حاجى ميرزا حسن فسايى ، مؤلف « فارسنامه » ، در فن طبابت ايرانى هم يدى طولى داشت . چندين سال قبل كه مرحوم معتمد الدوله ايالت فارس داشت ، حاجى ميرزا حسن نزد معتمد الدوله هم طبابت مىكرد و هم منادمت داشت . بعد از فوت معتمد الدوله ، حاجى ميرزا حسن به تهران آمد . من او را در سه مجلس ملاقات كرده و صحبتهاى تاريخى و ژغرافيايى باهم كرديم . او ابدا خودستايى و خودنمايى و طلاقت لسان و رشاقت بيان و صفصفه نداشت . خيلى ساده و ملايم تكلم مىكرد ، كه مردم عوام ملتفت كمالات او نبودند .
الحق ، در ژغرافياى فارس و شرح رجال و ايلات آنجا ، نيكو از عهده برآمده است . كتاب
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 370
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٣٧٠