معينى براى آنها قرار گذاشت ، كه نمىتوانستند تخلف ورزند . در سال اول مداخلهى اين وزير نظميه به كار كسبه ، ميوه طورى ارزان شد كه چندين سال بود كسى به آن ارزانى ميوه نخورده بود . اين مرد در اوايل ، ابدا رشوت از كسبه قبول نكرد . نرخى كه از براى ميوه گذاشته بود ، شنيد كه : بارفروشان ميدان و ميوهفروشان بازار با زور ، نهانى گران مىفروشند ؛ يك روز ، خود به ميدان آمد . اهل ميدان او را نمىشناختند . وى پارهيى تفتيشات كرد . ديد كه : خربوزه و هندوانهفروشان تقلب مىكنند . گفت : « پدر سوختهها ! هرچه از براى شما نرخبندى مىكنم ، بار بعد از يك روز ، به هواى نفس خود گران مىفروشيد . تأديب هم كه مىشويد ، باز ترك عادات خود نمىكنيد . بهتر آن است كه مال شما را غارت كنند . » بفرمود تا مردم رجاله ، كه به قدر دو هزار نفر حاضر بودند ، بساط خربوزه و هندوانهفروشى را كه بارهاى زياد حاضر كرده بودند ، غارت كردند . مردم ريختند و ميوهها را بردند . ديگر پس از آن ميوه را گران نفروختند .
روزى به او خبر دادند كه : ميوهفروش درب مسجد شاه ، بارهاى خربوزه از اصفهان آورده كه يك من سه هزار به فروش رساند . خود منظم السلطنه به درب دكان آمده ، خربوزه را حكم كرد تا از انبار بيرون آوردند . به مردم ندا داد كه : يك من دو هزار اين خربوزه را مىفروشيم . اهل بازار در زمستان ، قيمت چنين خربوزهيى را ارزان يافتند ؛ لهذا ، اقدام به خريدن كردند . قيمت را به ميوهفروش داده و گفت : « از اين گرانتر نبايد فروخت ! »
روزى ، قصابى را كه گوشت كم داده بود ، سرازير به قناره آويخت . ساعتى آويزان ماند ، نزديك بود كه بميرد . طلاب مدرسهى امامزاده زيد آمده ، او را از قناره پائين آوردند و گناهش را شفاعت كردند . خلاصه ، اين مرد ، مرد منظمى بود . نظم و آسايش مردم را بر اخذ رشوت و بردن مداخل ترجيح مىداد ؛ و مردم از او بسى تمجيد كردند .
ولى ، ندانم چه شد كه در اواخر وضع خود را تغيير داده ، مثل اول دقيق و بىغرض در كار نبود . كسبه باز به اغتشاش كارى مشغول بودند . ندانم در اين تغيير حالت ، تقصير از او بوده است يا از ديگران . چون او به وزارت نظميه افتخار يافت ، محمد ابراهيم معاون الدوله ، پسر مرحوم فرخ خان امين الدوله ، كه بعدها به منصب وزارت تجارت مىرسد ، از خدمت وزارت نظميه معاف گشت .
در سيزدهم رجب المرجب به شرحى كه با سواد دستخط مبارك شاهانه در پيش نوشته شد ، جناب مستطاب ميرزا على خان امين الدوله ، وزير اعظم بن مرحوم ميرزا محمد خان مجد الملك بن مرحوم آقا فتحعلى . به منصب صدارت عظما و لقب صدراعظم سرافراز و ممتاز گشت .
وزارت خالصجات و رقبات دار الخلافهى تهران از جناب ميرزا محمد خان اقبال الدوله ، كه بعد به ايالت كرمانشهان نائل مىشود ، انتزاع يافته ؛ اين منصب به ميرزا نصر اللّه خان ناصر السلطنه ، كه از سادات طباطبايى آذربايجان و فرزند جناب مستطاب مير رفيع نظام العلماء ، و از برآوردگان بندگان اقدس همايون و از وزراء دربارى است ، و نهايت تقرب و اختصاص را در حضور مبارك شاهانه دارند و در سلك
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٨٥