گيلان و طوالش كناره كرده ، به تهران احضار شد . نواب مستطاب اشرف و الا ، شاهنشاهزادهى افخم ، شعاع السلطنه ، والى مملكت گيلان و طوالش كه در تهران تشريف دارند ، محمد باقر خان سعد السلطنه ، امير تومان ، را براى حكومت گيلان انتخاب كرده ؛ به تصويب صدارت عظما ، به حكمرانى آنجا منصوب و روانه گشتند .
اين مرد ابدا خط خواندن را نمىداند و درس نخوانده است . ولى ، كاش جميع فضلا و صاحب سوادهاى ايران مثل اين شخص بيسواد بوده ؛ لكن ، حسن معاملات و طرز مجاملات و درست حسابى و قاعدهدانى و نظم مملكتدارى و حفظ مراتب ايشان هم مثل اين شخص بود كه واقعا بايد نهايت تمجيد را از او به عمل آورد . اين مرد با نظم و ترتيب است . از اشخاصى است كه در حكومت ، نظم و ارزانى مملكت و آسايش رعيت و درست حسابى و حفظ آبرو را به بردن فوايد و خوردن منافع و گرفتن رشوه از تجار و كسبه و راهداران ترجيح مىدهد . اين مرد بنده را نمىشناسد . بنده هم شخصا او را نمىشناسم ؛ خانهاش را نمىدانم . در تمام عمر به او و امثال او حاجتى نخواهم داشت . و از پنج هزار نفر مثل او و بالاتر از او ، مستغنى هستم . لكن ، انصاف اين است كه بايد حق درستكارى و عدالت و نظم او را نگاشت . اين شخص ز سه چهار نفر مردمى است كه در حكومت و حساب و رشوه نخوردن ، بر تمام وزراء و امراء و حكام ايران ترجيح دارند و منتخب هستند .
حسام الملك ، كه در كرمانشهان نايب الاياله بود و به پيشكارى نواب مستطاب و الا ، شاهنشاهزادهى اكرم ، سالار الدوله ، والى كرمانشهان ، اشتغال داشت ، در اين اوقات استعفا از اين خدمت كرده و مرخصى خواسته ، از كرمانشهان بيرون آمد . پس از وى ، ظهير الملك ، امير تومان ، به سمت پيشكارى و رتق و فتق امور برقرار شد .
در ماه رمضان المبارك كه جناب نظام الملك ، وزير ماليه و رئيس دفتر استيفاء ، به رأى و اجتهاد خود در مهر كردن فرمانها و براتها و تبديل حقوق مردم از ولايتى به ولايتى عمل مىكرد ، و قدرى در امور جزئيه كه ضرر ديوان نبود مردمدارى و خوش سلوكى مىكرد ، و به طورى كه بايد و شايد در اوامر و نواهى صدارت عظما منقاد و تسليم نبود ، وى را از وزارت ماليه معزول ساختند ؛ و به جاى او ، چنان كه در پيش نوشته شد ، جناب ميرزا ابو القاسم خان ناصر الملك ، مترجم حضور همايون ، كه اول ديپلوماسى ايران و از وزراى بزرگ دربار است ، به منصب وزارت ماليه منصوب و برقرار گرديد .
ميرزا عبد الحسين خان مستعان السلطنه به منصب ناظم خلوتى و نظم و ترتيب پيشخدمتان برقرار و منصوب گرديد ، كه كسى از وزراء و غير ، بدون اذن او حق دخول و شرفيابى به حضور همايون ندارد ؛ مگر آنكه ، مانعى در پيش نباشد . سواد دستخط مبارك همايونى كه دربارهى او شرف صدور يافته ، از قرار ذيل است : -
« جناب اشرف صدراعظم ! نظر به خدمات چهل ساله و كمال قابليت و لياقت و حسن كفايت و كاردانى ميرزا عبد الحسين خان مستعان السلطنه ، ناظم خلوت همايونى ، كماكان نظم خلوت و لوازم اين شغل را به عهدهى كفايت و كفالت مشار اليه واگذار و به اعطاى يك قبضه عصاى مرصع و يك ثوب جبههى ترمهى ايرانى ، به انضمام يك جفت شمسه از درجهى اول ، قرين مباهات و استظهار فرموديم : كه با نهايت افتخار
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٨٧