سنواتى ، در ميدان اسبدوانى دوشانتپه اسبدوانى و مسابقهى دولتى شد . اسبان سوقاتى چهار ماه تربيت شده و بيخوابى كشيده را به حضور آوردند ، و شش دسته قرار دادند .
دستهى اول بايد شش دور ، دور ميدان به جولان درآيند ؛ كه سه فرسخ راه مىشود . دستهى دويم بايد پنج دور به دور اين ميدان سريع السير شوند . همچنين تا دستهى پنجم و ششم ، كه بايد دو دور به دور اين ميدان جرى و عدو داشته باشند . در اين دستههاى اسبان ، هركدام كه جلو مىافتاد ، تا چهار رأس بيرق اول و دويم و سيم و چهارم را بردارند كه پاى هربيرقى كيسهى پولى به تفاوت بود . هريك از اسبان سوقاتى كه در پيشگاه حضور همايون در عدو خود - عدو به معنى دويدن - سبق برده و بيرق برداشت ؛ ميرزا نصر اللّه خان مشير الملك ، وزير لشكر ، به عرض حضور همايونى مىرسانيدند كه : « فلان اسب ، فلان بيرق را برداشت . »
در اين روز ، تمام شاهنشاهزادگان عظام و جناب مستطاب صدراعظم و عموم وزراء و امراء و رجال دربار و سفراء دول و اتباع خارجه و خلق كثيرى از اهالى دار الخلافه ، به نظارهى اسبدوانى حاضر شده بودند . و براى رجال دولت و سفراى خارجه و ساير وجوه و اعيان ، به رسم معهود ، در دورهى ميدان ، خيام عديده با كمال آراستگى افراشته بودند . بعد از اسبدوانى ، كليهى قشون حاضرركاب تهران و دستههاى سواره و افواج قاهره ، كه همه به دو صف در دورهى ميدان اسبدوانى ايستاده بودند ، به حركت « دفيله » از حضور همايون گذشتند . پس از آن ، در صحراى جنوبى دوشانتپه ، برحسب امر همايون چند باطرى توپخانه از توپهاى جديد ، به جهت امتحان تيراندازى حاضر كرده بودند . بندگان اقدس همايون از محل اسبدوانى به آنجا تشريف آوردند ، و در سراپرده و خيام سلطنتى كه افراشته بودند ، نزول اجلال فرمودند . شاهنشاهزادگان عظام و جناب مستطاب صدراعظم و شاهزاده وزير جنگ و جمع كثيرى از امراء عسكريه و اهل نظام و سفراى خارجه نيز ملتزم ركاب همايون بودند . توپها را توپچيان به نشانه بسته ، كشاد دادند ؛ و اغلب تيرها به نشانه اصابت نمود .
چون در جلد سابق اين تاريخ ، وعده داده بودم كه شرح اسبدوانى دولتى را ، بعدها محض بصيرت و اطلاع آيندگان خواهم نگاشت ، كه كيفيت و طرز اين اسبدوانى را بدانند ؛ لهذا ، اشارتى مىكنم : كه مثل « مجلى » و « مصلى » كه از اسبان تازندهاند و « قاشور » و « فسكل » هم به آنها الحاق مىشود ، طرز آن اسبدوانى مجمل و لاينحل نماند .
از طرف شخص اقدس سلطنت و جمعى از رجال دولت يا اهالى مملكت ، چندى اسبهاى خوب را سئيسان تندر و چابك مىكنند . و در هرسال ، يكبار منتظر چنين روزى مىشوند ، كه در حضور همايون اسبهاى خود را در شش دوره يا پنج دوره يا چهار و سه و دو دورهى ميدان بدوانند : كه هراسبى سبقت ورزد ، بيرق اول و دويم يا سيم يا چهارم را دريابد و انعامى نصيب چابكسوار گردد . در اين مورد ، قصد صاحبان اسبان انعام و پول نيست ؛ شأنشان اجل بر خواستن هزار تومان است ؛ بلكه ، هزار گونه در سوقاتى و تربيت اين اسبان ضرر مىكشند . و انعام دولتى نصيب چابكسواران است ، نه صاحب
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص١٧٦