و به زورخانهها رفته ، مشق رشادت و پهلوانى و غيرت كنند : كه به رتبهيى رسيده ، سالى يكبار به اين بهانه بتوانند خود را به پاى سردر برسانند . اين كار نوعى از سبق ورمايه است ، كه شرعا و عقلا تمجيد دارد . اميدواريم كه جوانان بىكمال و بىعلم و بىصنعت ، در كار رياضت بدنى و پهلوانى و رشادت مشق كرده ، « بافور كشى » « 20 » را بىغيرتى دانند ؛ كه آنها را از رشادت و تحصيل روزى ، به تنبلى و بىغيرتى بازمىدارد ، كه اگر خواهر خود را به فسق و فجور ببيند ، او را بد مىآيد ، ولى از تنبلى قوهى دفع و حراست ندارد .
در اين موقع عيد نوروز ، بعضى تلگرافات تهنيت از امپراطوران و سلاطين و رؤساى جمهورى دول و ملل متحابه به حضور همايون رسيد ؛ و جوابى هم از طرف اعليحضرت سلطانى به ايشان اخبار و ابلاغ شد . عين سؤال و جواب تلگرافات را اگر بنگارم ، سخن به طول مىكشد . چون در اعياد سنهى گذشته ، عين تلگرافات را نگاشتهايم ؛ ديگر آيندگان مىدانند كه در هذه السنه هم ، مثل سنهى گذشته ، تلگرامات به چه مضمون از طرفين اخبار شده است . اسم سلاطين هم همان است كه در سنهى گذشته نگاشتهايم ؛ تغيير و تبديلى پيدا نشده است .
در اين ايام ماه شوال ، شمس الدين بيگ ، سفير كبير دولت عليهى عثمانى ، بعد از احضار سفير اول آن دولت ، براى اقامت در دربار دولت عليهى ايران ، و محمد ربيعى ، پاشاى ميرلوا ، كه از ياوران مخصوص اعليحضرت سلطان عثمانى است ، به سمت مأموريت و سفارت فوق العاده از طرف اعليحضرت شاهنشاه عثمانى ، حامل نشان عظيم الشأن مرصع « امتياز » كه نشان و هديهايست خاص و مخصوص سلاطين و تاجداران معظم ، براى حضور بندگان اقدس همايون شاهنشاهى ، خلد اللّه ملكها ، مأمور گرديده ، به دربار همايون مىآمدند . از حين ورود اين دو سفير بزرگوار - كه ايرانيان عاقل ، ملت و دولت عثمانى را عينا مثل دولت و ملت ايرانى خود دانسته ، دولتخواه و شاهپرستند ؛ و در واقع ، هردو سر ونك باغ وضوء يك چراغ هستند - به سرحد ايران و بندر انزلى ، مراسم پذيرايى و احترامات به توسط مأمورين ديپلوماسى و ميهمانداران مخصوص دولت عليهى ايران ، و هم از جانب والى بزرگوار گيلان و حكمران دار السلطنهى قزوين ، همهجا مرعى گرديد . روز يكشنبه ، چهارم ذى القعده الحرام ، به دار الخلافهى تهران وارد شدند .
تشريفات ورود اين دو سفير ، كه يكى سفير كبير و ديگرى فوق العاده است ، به امر دولت از مستقبلين دولتى و سوارهى « پوليس » با كريم آقاى منظم السلطنه ، وزير نظميه ، و جماعتى از فراشان و سربازان و كالسكههاى خاصهى سلطنتى و اسبهاى يدك ، از اصطبل خاصه ، بهعمل آمد . شربت و شيرينىآلات در باغ شاه دولتى ، براى ورود اين دو سفير حاضر كردند . با تجليل و احترام ، اجزاء تشريفات اين دو سفير را وارد شهر كردند . از وسط راه ، سفير كبير به اتفاق ناظم السفراء ، با دستهيى از مستقبلين ، به سفارتخانه عثمانى رفته ؛ و محمد ربيعى پاشا ، سفير فوق العاده ، به همراهى مدير السفراء و دستهيى از مستقبلين به باغ
هامش
( 20 ) - كذا ( - وافور . )