بيان و طلاقت لسان و گرمى سخن و زينت افزايى انجمن مىديدم ، و از تقرير دلپذيرش شعف داشتم و شرف مىيافتم . و وقتى هم در انجمنى بودم كه شعر فارسى ممتازى از اين شاهزادهى آزاده براى من روايت كردند ، كه سزاوار تمجيدات وافره بود . البته ، اين شاهزادهى آزاده درى فضايل و علوم است ؛ ولى ، افسوس كه اتفاق نيفتاده است تا از افاضتشان استفاضت يابم - كار با تقدير است و قصور و تقصير از كسى نيست .
ميرزا عباس خان قوام الدوله ، كه هم در دورهى ناصرى و هم در اين دوره ، وزير امور خارجه بود و چندى هم در دورهى ناصرى وزارت داخله داشت ، كه نتوانست آن رتبهى بزرگ را بزرگ نگاه دارد ، در هيجدهم محرم اين سال ، وفات كرد - بعد هم اشارتى به وفات او خواهد شد . پس از فوت آن مرحوم ، فرزند لايقش ، ميرزا محمد على خان معاون الملك ، مستوفى اول و وزير دار الشوراى كبرا ، برحسب تصويب جناب مستطاب آقا ميرزا على اصغر خان امين السلطان ، صدراعظم ، به لقب « قوام الدوله » ملقب و سرافراز شد ؛ كه بعد از آن ، در سنوات آتيه ، به وزارت گمركات ايران و سالى ديگر ، - چنان كه شرحش بيايد - به وزارت لشگر نايل مىگردد . و ميرزا احمد خان ، پسر بزرگ معزى اليه - يعنى : قوام الدولهى ثانى ، مستوفى تهران و بعضى ادارات - به لقب معاون الملك سرافراز آمد . و پسر ديگرش ، ميرزا محمود خان ، مستوفى صرف جيب و يزد و فراشخانه ، به لقب « افتخار الملك » نائل گشت .
ميرزا محمد خان ، مستوفى اول ديوان ، وكيل و پيشكار امور ايالات جليلهى آذربايجان و كرمانشاهان و همدان و ولايات ثلاث - يعنى : ملاير و تويسركان و نهاوند - و غيره ، كه در زمان دورهى ناصرى و اين دوره ، در تهران بوده ، از جانب بندگان اعليحضرت شاهنشاهى كه در دورهى ناصرى ولايتعهد داشتند و به صاحباختيارى و فرمانروايى مملكت آذربايجان مىپرداختند ، وكالت داشته و از طرف جناب اميرنظام هم سابقا وزير آذربايجان و بعدها والى كرمانشهان و ولايات ثلاث و همدان و غيره بود ، در تهران پيشكارى داشته ، با دولت سؤال و جواب مىكردند ؛ اين اوقات ، به لقب « وكيل الدوله » ملقب آمدند و در وقت خواندن عرايض وزارتخانهها و عرايض متفرقه ، همهروزه ، به حضور همايونى مشرف شده ، به تحريرات و اصدار جواب مىپردازند . مشار اليه از اشخاص حميده و مردمان پسنديدهى اين روزگار است .
رفتار و گفتارش همه از روى عقل و دانش است . بعضى عرايض متفرقه را كه به حضور همايونى برده و جواب مساعد گرفته است ، طبا لمرضات الله بوده است . به فوايد بى جا و عوايد بىپا اعتنايى ندارد . در كمال خوشسلوكى با مردم حركاتى زيبا آرد . اين بزرگمنشى تحريرات حضورى ، دولتخواه و ملت پرستند ؛ جز امانت و درستى ، چيزى در ايشان ديده نمىشود . در كمال سادگى ، بدون فرعنت به سر مىبرند ؛ همهكس در ايشان به چشم بزرگى نگاه مىكند - و بعضى امتيازات فوق العادهى ايشان ، در سنوات آتيه نوشته خواهد شد .
يك قبضه شمشير مرصع ممتاز ، كه از عطايا و تشريفات خاص همايونى است ، به صحابت بصير السلطنه ، پيشخدمت ، به جهت نواب و الا شاهزاده ظل السلطان ، حكمران
افضل التواريخ ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی) و سيروس سعدونديان
ص٩٢