آمده است ، به پيشكارى گيلان و طوالش منصوب و روانه شدند ؛ كه به رتق و فتق امور و وزارت نواب مستطاب و الا شاهنشاهزادهى معظم ، شعاع السلطنه ، والى گيلان ، پردازند .
در آخر ذى الحجه ، كه آخرين ماه سنهى هزار و سيصد و چهارده است ، مؤقر - السلطنه - پسر ناظم السلطنه ، كشيكچى باشى دورهى ناصرى ، پسر مرحوم محمد رحيم خان علاء الدوله اميرنظام - به توسط و تصويب شاهزاده فرمانفرما سالار لشگر ، وزير جنگ ، به حكومت ساوه و زرند و طايفهى شاهسون بغدادى ، كه جزء ادارات نواب معظم است ، منصوب و برقرار گرديد .
باب سوم ذكر اشخاصى كه در اين سنهى هزار و سيصد و چهارده به لقب دولتى نائل شدهاند ، يا امتيازات دولتى را ، از قبيل تمثال مبارك و ساير نشانهاى معظمه ، براى خود تحصيل كردهاند و به خلاع فاخره سرفراز گشتهاند .
اول كسى كه در اين سال سزاوار لقب و امتياز آمد ، نواب و الا شاهزاده حسين على ميرزا - مهين فرزند ارجمند حضرت و الا ، شاهنشاهزادهى اعظم ، وليعهد دولت عليهى ايران ، محمد على ميرزا ، صاحباختيار مملكت آذربايجان - است كه با حداثت سن آثار رشد و عظمت از جبين مبينش هويدا است . در ابتداى اين سال ، به لقب جليل « اعتضاد السلطنه » سرافراز شده ؛ فرمان دولتى شرف صدور يافت . اين لقب جليل ، در سابق بر اين سنه ، لقب پدر بزرگوارشان ، حضرت و الا وليعهد دولت عليه ، بود كه در حيات شاه شهيد سعيد ، انار الله برهانه ، اين لقب را دارا بودند و بعد به خطاب و منصب « سردارى كل » هم منصوب و مخاطب شدند . در اين سنه ، كه حضرت ايشان به منصب و لقب وليعهدى نائل شدند ، لقب اعتضاد السلطنه مخصوص فرزند ارشد لايق ايشان ، شاهزاده حسين على ميرزا آمد . عرف الخير اهله فتقدم . اميد است كه اين ثخن برومند در روزگار با ثمر و پربار آيد و به ترتيب مقاصد خود نائل شود .
باش تا صبح دولتش بدمد * كاين هنوز از نتايج سحر است
در اين سنهى هزار و سيصد و چهارده ، سن شريف ايشان بيش از چهار سال نگذشته ؛ و طبع مبارك اعليحضرت شاهانه ، روحنا فداه ، چنان به علاقه و محبت و انس اين شاهزادهى آزاده مصروف و مايل است ، كه مزيدى بر آن تصور نيست .
محمد حسين ميرزا بن مرحوم محسن ميرزاى امير آخور ، كه در دورهى ناصرى ، چندى به منصب امير آخورى منصوب بود و بعد از اين به منصب ايلخانيگرى ايل قاجار و مخاطبهى سلام نايل مىشود ؛ اين سال ، به تصويب جناب مستطاب امين السلطان ، صدراعظم ، به لقب جليل « يمين السلطان » ملقب گشتند . جمعى مىگويند كه اين شاهزادهى و الا از اهل فضل و كمال است ؛ ولى ، من بنده را با ايشان محاورت و معاشرت مجلس و محفل دست نداده است كه پايهى بلند ايشان را بنگارم . همينقدر اطلاع دارم كه هر وقت ، در اين دوره ، مجلس سلام دولتى منعقد مىشد و ايشان طرف مخاطبت خاص شاهانه بودند ، و اين بنده هم در آن مجلس حضور داشت ، در مخاطبت سلام از اين شاهزادهى و الا رشاقت