صاحبدولت ذى شوكتى به كنگرهء خيال آن نمىنشست و صورت تسخير هيچ جهانگشايى به سنگانداز تصوّر آن نقش نمىبست باوجود ذخاير موفور و بهادران مشهور و سپاهيان غيرمحصور پيك ركضت و نهضت شاهزادهء منصور به « 1 » محض رؤيت رايت « 2 » آسمان خرام و صولت و سطوت خسرو اسفنديار غلام .
شعر « 3 »
بىآنكه در نبرد فروزنده شد حسام * بىآنكه در مصاف درخشنده شد سنان
مسخّر و اساس خوددارى و مبارزت « 4 » لافزنان شقاوتاثر و بدانديشان تيرهاختر زيروزبر گرديد . « 5 » آرى ،
شعر « 6 »
كلاه گوشهء پ خورشيد چون نمود از دور * ستارگان همه از سر فرونهند كلاه
ولايت غوريان به ضميمه قلاع برناباد و شاده « 7 » و شكيبان كه هريك به انفراده در خوبى آب و هوا و كثرت جمعيّت و معمورى و نزهت و فضا « 8 » و صحرا و بسيارى زراعت و فلاحت مصر جامع است كماكان به اسحاق خان تفويض رفت و امورات آن صفحات را بر وفق قانون ملكدارى و مرزبانى و طريقه و آيين رعيتپرورى و گيتى نگهبانى منتظم ساخت . پس از آن ،
مصراع « 9 »
سپهر زير عنان و زمانه زير ركاب
عطف عنان به مستقر عزّ و شأن ( 175 ب ) فرمودند و از گرد راه به شكرانهء آلاء و نعماى « 10 » إله و فتوحات متعدده كه قرين حال شاه و سپاه گرديده بود چهرهء نياز را به درگاه عرش اشتباه امام همام ، ثامن ائمهء انام ، على بن موسى الرضا - عليه و على آبائه التحيه و السلام - سوده در مراتب شكرگزارى و خضوع و خشوع در آن آستان كروبى آشيان كه كعبهء آمال نيازمندان و قبلهء حاجات مقبلان است افزودند .
هامش
( 1 ) . مج : و به .
( 2 ) . ملك : رايت رايت .
( 3 ) . ملك : ندارد .
( 4 ) . مج : و مبارزت لافزنان .
( 5 ) . ملك : « گرديد » ندارد .
( 6 ) . ملك : ندارد .
( 7 ) . مج : شادده .
( 8 ) . مج : نزاهت فضا .
( 9 ) . ملك : ندارد .
( 10 ) . مج : آلاى نعماء .