برآمده به ترتيب تيپ و صفوف پرداخت و كتائب آسمانى « 1 » ركائب را به ضابطه و آيين سپاهيگرى به مثابهء هفت آسمان صفت سبع شدّاد نمود « 2 » و هرصنفى را به وجود يكى از امراى عظام و خوانين عالىمقام سمت استحكام و بدين قاعده انتظام داد . از طرف ميمنه محمّد خان قاجار چون كوه البرز پايدار با سه صف از پياده و سوار ، اميرگونه خان زعفرانلو و لطف على خان چپشلو و اكراد قراچورلو و خورده اويماق و كيوانلو و اعراب زنگويى و خزيمه و لالوى و نخعى ، در تحت امير علم خان در مقابل خصم مترصد كارزار بايستاد و از جانب ميسره اسحاق خان سردار قرايى و امير قليچ خان تيمورى و ابراهيم خان هزاره با سواران و پيادگان خراسانى و اويماق چون كوه آتش در مقابل خصم خاكسار صف قتال بسته ، بازوى مردى و مردانگى گشادند و نجف على خان شادلو و سعادت قلى خان بغايرى را طرح كرده با سواره و پيادهء بسيار در كمينگاه بازداشت و چرخچى عساكر منصور عباس خان قوللر آقاسى و بدر خان و حيدر على خان و شكر اللّه خان « 3 » جليلوند با فوجى از غلامان جلادتنشان را به ميدان گماشت و قلب سپاه نصرت همراه به فرّ طلعت خورشيد مثال شاهزادهء اسكندر « 4 » همال زيب و آرايش يافته ، سواران ما فى و باجلان و بهتويى و اوصانلو « 5 » و قليچى و افغان و خدابندهلو و پيادگان تهمتن توان عجم و استرآبادى و غلامان و قورچيان و امرا و عظما پروانهآسا در دو رايت فتح آيت مجتمع آمده ، چون درياى موّاج صف قتال و جدال بستند .
شعر « 6 »
شد آراسته لشكرى بىحساب * كه پوشيد گردش رخ آفتاب
همه شيرمردان كارآزماى * دلير و عدو بند و كشورگشاى
ز تيغ و ز گرز و ز كوس و ز گرد * زمين شد سيه آسمان لاجورد « 7 »
از آراستگى افواج بحر امواج قاهره و رزمآراى شهزاده آزاده در دفع اصابت عين الكمال و رفع آسيب ( 167 ب ) زوال .
هامش
( 1 ) . ملك : آسمان .
( 2 ) . مج : ساخت .
( 3 ) . ملك : « خان » ندارد .
( 4 ) . مج : اسفنديار .
( 5 ) . مج : اصاللو .
( 6 ) . ملك : ندارد .
( 7 ) . ملك : « آسمان لاجورد » ندارد .