نامه نوشتن صوفى اسلام بدفرجام به طوايف اويماق و به قتل آمدن خليفهء او به تيغ قهر « 1 » شهزادهء آفاق
صوفى اسلام به اميد ارادت طوايف هزاره و تيمورى و غرورى كه داشت نامه به سران و سركردگان اويماق به اين مضمون نگاشت كه موافقت شما با كافران قزلباش قلّاش و متابعت شما با مشركان شيعهء ناحق « 2 » تلاش خلاف حكم خدا و منافى رضاى ماست . « 3 » اين معنى معلوم ( 165 الف ) و اين « 4 » مفهوم همگنان باشد كه در اين مجادله بسا سر بىتن و تن بىسر خواهد شد و بسيار پدر بىپسر و پسر بىپدر « 5 » . و از تأثير نفوس ابدال و اوتاد و يمن همّت عبّاد و زهّاد و از آثار فلكى و اوضاع كواكب چنين معلومم شد كه « 6 » فتح و نصرت قرين حال حضرت اعلى فيروز ميرزاست و او درين معركه به سبب وجود مرتاضان و اثر دعاى گوشهگيران چون نام خود فيروز و مانند بخت خود « 7 » بهروزى خواهد يافت . نيكبخت و سعادتمند كسى « 8 » كه نصيحت پير مشفق را به گوش هوش جا داده به جانب مرشد خود شتافت . آگاه باشيد كه رافضيان بىايمان مغلوب و درين منازعه « 9 » منكوب خواهند بود . تمامى افغان و اويماق از هرجا بودند با حضرت اعلى و اينجانب بىنفاق اتفاق نمودهاند و تمامى حاضر شدهاند .
على التعاقب شاهزاده كامران و ملك قاسم ميرزا « 10 » با فتح و نصرت و كمال جمعيّت و كثرت درين زودى با سپاه قندهار .
شعر
لشكر كين كش جلادت كيش * بهشمار از گروه انجم « 11 » بيش
وارد مىشوند و از حدودات بلخ و بادغيس و بدخشان و حصار سران و اعيان مسلمانان پلنگ توش خان جمشيدى و گدا خان تايمنى و حسينعلى خان فيروزكوهى و آقايى خان قبچاقى با دريا دريا لشكر .
هامش
( 1 ) . ملك : « قهر » ندارد .
( 2 ) . مج : شيعه شنيعه ناحق .
( 3 ) . مج : من است .
( 4 ) . مج : اين نكته .
( 5 ) . مج : تن بىسر و بسيار پسر بىپدر و پدر بىپسر خواهد شد .
( 6 ) . ملك : « كه » تكرار شده .
( 7 ) . مج : و چون بخت خويش .
( 8 ) . مج : كسى است .
( 9 ) . مج : منازعه بلاشبهه .
( 10 ) . ملك : « ميرزا » ندارد .
( 11 ) . مج : از سپاه دشمن .