صيت اين فتح عظمى و آوازهء اين نصرت كبرى « 1 » ، بنيان ثبات و قرار سلاطين تركستان و هندوستان بىثبات و قرار گرديده « 2 » ، از جانب دولت افاغنه ايلچيان زبانآور « 3 » و مراسلات محبّتپرور بر تهنيت نصرت و ظفر شرفياب دربار و الا و شرايط سفارت را بهجا آورده ، مورد تفقّدات خاطر انور شدند و « 4 » سركردگان لشكر و بهادران فيروزى اثر هركدام على قدر مراتبهم ( 64 الف ) و فراخور خدمات شايان به جايزه « 5 » و انعام بيكران بهرهمند « 6 » و به مناصب مناسب و القاب لايق و تشريفات موافق « 7 » سربلند گرديده ، از شعشعهانگيزى سيوف آتشدم مجاهدين « 8 » دين مبين و از بوارق رماح اژدها فش « 9 » غازيان ملّت متين خرمن اصطبار و توانايى مخالفين « 10 » بدآيين و خاروخاشاك ثبات و قرار صحرانشينان بىدين يكبارگى سوخته از سرحد نسا و مهنه و ابيورد كه موطن اصلى و يورث موروثى ايشان بود ، فرار و آن محل را « 11 » تخليه نموده ، الى سامان جيحون و حدود خيوه و بخارا عنان بازپس نكشيده ، تمام دشت از لوث وجود آن گروه ضلالت آمود مصفّا شد . « 12 »
آغاز شورانگيزى ابليس صورتان تفليس و تهاجم جنود نامسعود روسيه به مملكت آذربايجان و تصّرف بعضى از بلاد آنجا را « 13 » به مكر و تلبيس و مأمور شدن نايب السّلطنه عباس ميرزا به دفع و رفع آنها « 14 »
چون در اوايل همين سال فى ما بين والىزادگان تفليس بنابر زيادهطلبى و فرمانروايى « 15 » عاريتى غبار خاطر و منازعتى پديد آمد « 16 » ، چنانچه متداول است ، ميان برادران
هامش
( 1 ) . مج : موهبت .
( 2 ) . مج : موهبت .
( 3 ) . مج : زباندان .
( 4 ) . مج : مراسلات يكجهتى ، بنيان مشعر بر تهنيت مأمور به دربار و الا شده ، شرايط تهنيت بهجا آورده مورد نوازشات شايان و اعطاف بنيان گرديدند .
( 5 ) . مج : و خدماتهم به جلده .
( 6 ) . مج : بهرمند .
( 7 ) . مج : فاخر .
( 8 ) . مج : مجاهدان .
( 9 ) . مج : اژدهاوش .
( 10 ) . مج : شكيبايى مخالفان .
( 11 ) . مج : فرار و آن محل را .
( 12 ) . مج : گرديد .
( 13 ) . مج : « را » ندارد .
( 14 ) . مج : از « بعضى » تا اينجا در حاشيه صفحه نوشته شده است .
( 15 ) . مج : فرماندهى .
( 16 ) . مج : عاريتى سرير سرورى و بزرگى نقار خاطرى پيدا شده .