تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
گفتند : زيان نمىبينيم . آنگاه سر را دادند و پول را گرفتند . راهب سر را برد و شستشو داد و خوشبو ساخت و بر زانو نهاد و شب را تا بامداد گريست . چون سپيده سر زد گفت : اى سر من تنها اختيار خودم را دارم و گواهى مىدهم كه خدايى جز خداى يكتانيست و جدّ تو محمد ( ص ) ، رسول خداست و خدا را گواه مىگيرم كه من بنده و غلام توام . آنگاه دير و آنچه را كه در آن بود رها كرد به خدمت اهل بيت درآمد . پس از آن مأموران سر را گرفتند و به راه افتادند . نزديك دمشق با خود گفتند : بياييم دينارها را تقسيم كنيم ، چون ممكن است يزيد آنها را ببيند و از ما بستاند . اما همين كه كيسه‌ها را گشودند ديدند كه دينارها تبديل به سفال شد و در يك روى آنها نوشته است : « وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ » « 1 » و در روى ديگرش نوشته است : « وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا اىَّ مُنْقَلِبٍ يَنْقَلِبُونَ » « 2 » . سپس آنها را در نهر « بَردى » [ نهر بزرگ دمشق ] ريختند . « 3 » درروايت ديگرى آمده است كه چون سر حسين ( ع ) را آوردند و در جايى به نام « قنسّرين » منزل كردند ، راهبى از درون ديرش متوجه سر شد و ديد كه از دهانش نورى سوى آسمان مىتابد . آنگاه ده هزار درهم به مأموران داد و سر را درون دير برد و صدايى را شنيد - ولى كسى را نديد - كه مىگفت : « خوشا به حال تو و خوشا به حال هر كس كه حرمت او را بشناسد . » راهب سرش را بلند كرد و گفت : « پروردگارا ! به حق عيسى اين سر را بفرماى تا با من سخن بگويد . » ناگهان سر به صدا در آمد و گفت : اى راهب چه مىخواهى ؟ گفت : خودتان را معرفى كنيد . گفت : من فرزند محمد مصطفايم ، من فرزند على مرتضايم ، من فرزند فاطمه زهرايم ، منم كشته شدهء در كربلا ، منم مظلوم ، منم تشنه ! راهب صورت به صورت او گذاشت و گفت : تانگويى : « در قيامت از تو شفاعت مىكنم » ، صورتم را از روى صورتت بر نمىدارم . سر به سخن آمد و گفت : به دين محمد درآى . گفت : اشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّه وَ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ، آنگاه شفاعت وى را
هامش
( 1 ) - ابراهيم ( 14 ) ، آيهء 42 ، و مپنداريد كه خداوند از كردار ستمكاران غافل است . ( 2 ) - شعرا ( 26 ) آيه 227 ، و ستمكاران به زودى خواهند دانست كه به چه مكانى باز مىگردند . ( 3 ) - ر . ك . ثمرات الاسفار ، علامهء امينى ، دستخط شريف خودشان ، ج 2 ، ص 229 ، الصواعق المحرقة ، هيثمى ، احمد بن حجر ، ص 119 ، تذكرة الخواص ، 273 .
سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 265 | غلامحسين جمشيد نژاد اول / الشيخ محمد باقر المحمودي / عبدالحسين بينش