وى نيز آنقدر جنگيد تا شهيد شد . « 1 »
سپس عثمان بن على به ميدان رفت و اين رجز را مىخواند :
إِنّى أَنَا عثمانُ ذُوالْمَفاخِرِ * شَيْخى عَلِىٌّ ذُوالْفِعالِ الطَّاهِرِ
صِنْوُ النَّبِىِّ ذِىالرَّشادِ السَّائِرِ * ما بَينَ كُلِّ غائِبٍ وَ حاضر « 2 »
آنگاه چندان پيكار كرد تا به شهادت رسيد .
شهادت أبوالفضل
عباس بن على عليه السلام مردى رشيد و زيبا بود . بر اسبى فربه مىنشست و پاهايش به زمين كشيده مىشد . به او ماه بنىهاشم مىگفتند . روزى كه به شهادت رسيد ، پرچمدار حسين عليه السلام بود . كنيهاش ابوالفضل و بزرگترين فرزند امالبنين بود . از چهار برادرى كه از يك پدر و مادر بودند ، عباس چهارمين برادرى بود كه كشته شد . « 3 »
چنان كه پيش از اين گفتيم ، عباس عليه السلام پس از ديدن تنهايى حسين عليه السلام از برادرانش خواست كه در راه آن حضرت جانبازى كنند و آنان همگى به شهادت رسيدند . پس از كشته شدن برادران ، خود عازم جنگ با سپاه عمر سعد گرديد و در ميدان نبرد اين رجز را
هامش
( 1 ) - برخى روايتهاى تاريخى حاكى است كه جعفر نيز به دست هانى بن ثبيت حضرمى كشته شده است . ر . ك . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 449 . مقاتل الطالبيين ، ص 83 . برخى روايتهاى ديگر ، كشندهاش را خولى بن يزيد أصبحى معرفى مىكند . ر . ك . مقاتل الطالبيين .
( 2 ) - « من عثمانم دارندهء مفاخر بزرگ ، سرورم على است دارنده رفتار پاكيزههمتاى پيامبر هدايت كننده ، و پيشرو همهء حاضران و غايبان
( 3 ) - شيخ صدوق دربارهء ابىالفضل عليه السلام مىنويسد : روزى امام سجاد عليه السلام به عبيدالله فرزند عباس نگريست و اشكش سرازير شد . آنگاه فرمود : هيچ روزى براى پيامبر خدا ( ص ) از جنگ احد ، كه عمويش حمزه به شهادت رسيد ؛ و جنگ موته كه پسرعمويش جعفر بن ابىطالب به شهادت رسيد سختتر نبود . » آنگاه فرمود : « اما هيچ روزى مانند روز حسين ( ع ) نيست . سى هزار تن با اين پندار كه از امت پيامبر ( ص ) هستند ، به ايشان حمله كردند و با ريختن خون او به خداوند تقرب مىجستند ؛ و او هر چه آنان را نصيحت مىكرد و خداى را به يادشان مىآورد نمىپذيرفتند . تا آن كه از سر ستم و سركشى و كينهتوزى او را به شهادت رساندند . » سپس فرمود : « خداوند عمويم عباس را بيامرزد ، او در راه برادرش جانفشانى كرد تا آن كه دستانش بريده شد و خداوند به جاى آن دو بال به او داد . عباس در روز قيامت ، نزد خداوند چنان منزلتى دارد كه همهء شهيدان بدان غبطه مىخورند ( امالى ، صدوق ، ص 228 ) . نيز ر . ك . مقاتل الطالبيين ، ص 84 ، انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 192 ( نسخهء خطى ) . به گفتهء مورخان ، عباس در كربلا سقا بود و از اين رو به او أبا قِرْبَه ( پدر مشك ) مىگفتند .