برادرزادهها ! چرا گريه مىكنيد ؟ اميدوارم ساعتى نگذرد كه چشمهايتان روشن گردد .
گفتند : خدا ما را فدايت كند ، به خدا سوگند ما براى شما مىگرييم نه براى خودمان ، چون مىبينم كه در محاصرهايد و ما توان دفاع نداريم . امام عليه السلام فرمود : « خداوند به خاطر اين دوستى و همدلى با من ، نيكوترين پاداشهاى پرهيزگاران را به شما بدهد . »
آنگاه هر دو جوان رو به امام كردند و گفتند : « سلام بر تو اى فرزند رسول خدا » و امام عليه السلام پاسخ داد : « و سلام و دورود خداوند بر شما دو تن باد . » آنگاه رفتند و پيكار كردند تا به شهادت رسيدند . « 1 »
شهادت حنظلة بن اسعد 2 « 2 »
حَنظله آمد و در حضور امام عليه السلام ايستاد و خطاب به لشكر عمر سعد اين آيههاى شريفه را خواند : « . . . اى قوم من ، من از [ روزى ] مثل روز دستهها [ ى مخالف خدا ] بر شما مىترسم ، نظير سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود ، و كسانى كه پس از آنها [ آمدند ] . و خدا بر بندگان ستم نمىخواهد ؛ واى قوم من ، من بر شما از روزى كه مردم يكديگر را [ به يارى هم ] ندا درمىدهند ، بيم دارم . روزى كه پشت كنان ، باز مىگرديد ، براى شما در برابر خدا هيچ حمايتگرى نيست ؛ و هر كه را خدا گمراه كند ، او را راهبرى نيست . » « 3 » اى مردم ! حسين را مكشيد « كه شما را به عذابى [ سخت ] هلاك مىكند ، و هر كه دروغ بندد نوميد مىگردد . « 4 »
امام خطاب به او فرمود : اى پسر اسعد ، خدايت رحمت كند . اينان پس از ردّ پيشنهادت و حمله به تو و يارانت ، مستوجب عذاب گرديدند و پس از كشتن برادران
هامش
( 1 ) - براى آگاهى بيشتر ، ر . ك . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 198 ؛ و مقتل خوارزمى ، ج 2 ، ص 24 .
( 2 ) - ر . ك . رجال طوسى ، شمارهء 20 .
( 3 ) - « يا قَومِ إنّى أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَالَّذينَ مِنم بَعْدِهِمْ وَ مَااللَّهُ يُريدُ ظُلْماًلِلْعِبادِ وَ يا قَوْمِ إِنِّى أَخافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنادِ . يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرينَ ما لَكُمْ مِنْ عاصِمٍ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمالَهُ مِنْ هادٍ . » [ مؤمن ( 40 ) ، آيات 30 - 31 ]
( 4 ) - « فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَ قَدْ خابَ مَنِ افْتَرى » [ طه ( 20 ) ، آيهء 61 ]