خداى را سپاس كه مرگ ما را به دست شرورترين آفريدگانش قرار داد .
امّا شمر ، نافع را كشت و آنگاه به سپاه امام عليه السلام حمله كرد و مىگفت :
خَلُّوا عُداةَ اللَّهِ خَلوُّا عَنْ شِمرِ * يَضْرِبُهُمْ بِسَيْفِهِ وَ لا يَفرِّ
وَ هُوَ لَكُمْ صابٌ وَ سَمٌّ وَ مَقَر « 1 »
شهادت عبدالله و عبدالرحمن غفارى پسران عزره
هنگامى ياران حسين عليه السلام متوجه حمله انبوه سپاه دشمن شدند و دريافتند كه ياراى دفاع از خود و آن حضرت را ندارند ، براى كشته شدن در برابر آن حضرت از يكديگر پيشى مىگرفتند . از جمله عبدالله و عبدالرحمن ، پسران عزره ، خدمت رسيدند و عرضه داشتند : يا اباعبدالله ، سلام بر تو ، دشمن حلقه محاصره را تنگ كرده است و ما دوست داريم كه در راه دفاع از شما در برابر ديدگانتان به شهادت برسيم .
امام عليه السلام فرمود : خوش آمديد ، نزديك شويد . آنان آمدند و در برابر چشمان آن حضرت سرگرم پيكار شدند . يكى از آن دو مىگفت :
قَدْ عَلِمَتْ حَقًّا بَنُو غِفَّارِ * وَ خَنْدَفِ بَعْدَ بَنى نِزارِ
لَنَضْرِبَنَّ مَعْشَرَالْفُجَّارِ * بِكُلّ غَضْبٍ صارِمٍ تَبَّارِ
يا قَوْمِ ذُودُواعَنْ بَنىِ الْاحْرارِ * بِالمَشْرِفىِّ وَالْقَنَا الْخَطَّارٍ « 2 »
مبارزه بدر بن مغفل و جياد بن حارث
بدر بن مغفل بن جعونة بن عبدالله بن حيطط بن عتبة بن كداع جعفى [ در روز عاشورا ] آغاز به مبارزه كرد و اين رجز را مىخواند :
هامش
( 1 ) - اى دشمنان خدا راه شمر را باز بگذاريد ، كه آنان را با شمشيرش مىزند و نمىگريزد و او براى شما ، چونان زهرى كشنده و تلخ است !
( 2 ) - قبيله بنى غفار از تيره خندف و بنىنزار به خوبى دانستهاندكه ما ، گروه كافران را سركوب مىكنيم ، با تيغ تيز و شمشير بران . اى مردم از نسل آزاده دفاع كنيد با شمشير مُشْرفى و نيزههاى تيز .