تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
خوارزمى « 1 » چنين بر مىآيد كه عبداللَّه حتّى پيش از شهادت هانى ، به شهادت رسيده است . وى مىنويسد : عبيداللَّه با گروهى سرگرم گفت‌وگو بود كه ناگهان مردى از يارانش به نام مالك بن يربوع تميمى از راه رسيد و گفت : « در بيرون كوفه با اسب گشت مىزدم كه ناگهان مردى را ديدم كه از كوفه با شتاب بيرون شد و به سمت بيابان رفت . من او را نشناختم . پيش رفتم ، تا به او رسيدم . و از او پرس‌وجو كردم . گفت كه از مدينه آمده است . از اسب پياده شدم و او را بازرسى كردم و اين نامه را از او به دست آوردم . » ابن‌زياد نامه را گرفت ؛ و در آن چنين نوشته شده بود : « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم . به حسين بن على عليه السلام ، امّا بعد ، بدان كه از اهالى كوفه بالغ بر بيست‌هزار نفر با تو بيعت كرده‌اند . چون نامه را دريافت كردى ، بشتاب . زود بشتاب ، زيرا مردم همه با تواند و به يزيد بن معاويه هيچ تمايل و نظرى ندارند . والسّلام . » ابن‌زياد گفت : « صاحب نامه كجاست ؟ » گفت : « پشت در . » گفت : « او را نزد من بياوريد ! » آوردند . هنگامى كه پيش ابن‌زياد ايستاد ، پرسيد : « كيستى ؟ » گفت : « از بنىهاشم . » پرسيد : « نامت چيست ؟ » گفت : « عبداللَّه فرزند يقطر . » پرسيد : « چه كسى اين نامه را به تو داده است ؟ » گفت : « زنى كه نمىشناسمش . » ابن‌زياد باخنده گفت : « يكى از اين دو راه را برگزين ! يا به من بگو چه كسى اين نامه را به تو داده است ، يا كشته خواهى شد . » گفت : « دهندهء نامه را به تو معرّفى نمىكنم ؛ و از كشته‌شدن هم باك ندارم ، زيرا پاداش كسى كه به دست تو كشته شود ، نزد خداوند ، از همه كشتگان بيش‌تر است . » پس عبيداللَّه فرمان داد تا او را گردن زدند .

دريافت خبر شهادت مسلم

دو تن از افراد قبيلهء بنىاسد « 2 » گفته‌اند : پس از گزاردن حجّ ، ديگر هيچ هدفى نداشتيم
هامش
( 1 ) - مقتل الحسين ( ع ) ، 1 / 203 . ( 2 ) - عبداللَّه بن سليم و مذرى بن مشمعل .
سرشك خوبان در سوگ سالار شهيدان ( ترجمهء عبرات المصطفين فى مقتل الحسين ) — صفحة 124 | غلامحسين جمشيد نژاد اول / الشيخ محمد باقر المحمودي / عبدالحسين بينش