با بنىاميّه است . البتّه تقدير از آسمان فرود مىآيد و خدا هر چه بخواهد مىكند . » فرمود :
« راست گفتى . فرمان از آن خداست و خدا هر چه بخواهد مىكند و پروردگار هر روز در كارى است . اگر تقدير چنان كه دوست مىداريم فرود آيد ، خدا را به خاطر نعمتهايش مىستاييم و براى سپاسگزارى ، از او كمك مىخواهيم و اگر تقدير مانع اميد گردد كسى كه نيّتش با حقّ و در باطن پرهيزگار باشد ، ستم روا نمىدارد . »
ديدار با بشر بن غالب
چون امام حسين عليه السلام از منزل « تنعيم » روانه شد و به منزل « ذات عرق » « 1 » رسيد ، با بشر بن غالب « 2 » كه از عراق آمده بود ديدار كرد و چون وضعيّت عراقيان را از وى جويا شد ، گفت : « دلها را همراه تو ، امّا شمشيرها را همراه بنىاميّه پشت سر گذاردهام . » فرمود :
« برادر بنىاسدى راست گفت . البتّه خدا هر چه بخواهد مىكند و به هر چه دوست داشته باشد ، حكم مىكند . »
ديدار با ابوهرّهء ازدى
هنگامى كه حسين عليه السلام به « ثعلبيّه » فرود آمد ، شب را در آنجا ماند . بامدادان ناگهان چشمش به ابوهرّهء ازدى از اهالى كوفه افتاد . او خدمت حضرت رسيد و سلام كرد و پرسيد : « اى پسر پيامبر خدا ! چرا از حرم خدا و حرم جدّتان بيرون آمدهايد ؟ » فرمود :
« واى بر تو اى ابوهرّه ! بنىاميّه ثروتم را گرفتند ، صبر كردم ، به خاندانم ناسزا گفتند ، باز هم صبر كردم ؛ و چون به قصد جانم آمدند از چنگشان گريختم ! به خداى متعال سوگند ! گروه ستمگر مرا خواهند كشت و البتّه خدا بر آنان لباس ذلّت خواهد پوشاند و شمشيرى برّان را بر آنان چيره خواهد ساخت و كسانى را بر آنان مسلّط خواهد كرد ، تا آنان را از
هامش
( 1 ) - مجمع البحرين ، فخر الدين طريحى ، 2 / 166 ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، قم ، دوم ، 1408 ق ؛ اللهوف ، 61 ؛ انساب الأشراف ، 3 / 165 .
( 2 ) - الطّبقات الكبرى ، 6 / 300 .