غضب دادار بىنياز نگردند و ساكنان خطهء ايمان و مقيمان دار السعادهء ايقان به مضمون حقيقت نمون
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
[ 5 ] به آلت قمار دست دراز نكرده قبل از آن كه شطرنجى زورآور روزگار ايشان را مات ممات و فيل بند حيرت و هيجان و هنگامهء عرصات ساخته معلوم شود كه آنچه بردهاند باختهاند سالك طريق اجتناب بوده به هيچوجه پيرامون آن عمل شفيع نگردند و كل وجوه بيت اللطف و قمار و چرسفروشى و بوزه [ 6 ] فروشى ممالك محروسه را كه هر سال مبلغهاى خطيرى مىشد به تخفيف و تصدق فرق فرقدساى اشرف مقرر فرموديم و درين ابواب صدور عظام و علماى اعلام و فقهاى اسلام وثيقهء انيقهء على حده مؤكده به لعن ابدى و طعن سرمدى كه مزين و موشح به خط گوهر نثار همايون است به سلك تحرير كشيدهاند مىبايد كه آن عالىجاه ، بعد از شرف اطلاع بر مضمون امر مطاع لازال نافذا فى الاقطاع و الارباع ، مقرر دارد كه در كل محال تيول همه سالهء آن عالىجاه و امرا و حكام تابعين و ساكنين و متوطنين به قانون از هر شريعت غرا و طريق اظهر ملت بيضاء ناهج منهج صلاح و سداد بوده مرتكب امور مذكوره نگردند و بدكاران در حضور امناى شرع شريف و كلانتران و ريش سفيدان محلات به موجب آيهء وافى هدايه
وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ
[ 8 ] توبه كنند و مرتكبين محرمات مزبور را تنبيه و تأديب نمايند و الزام بازيافته هرگاه اشتغال به آن افعال ذميمه نمايند ، بر نهج شرع مطاع حد جارى و مورد مواخذه و بازخواست سازند و چنانچه احدى به اعمال شنيعهء ديگرى مطلع گشته اعلام ننمايند ، آن شخص را به نوعى تنبيه نمايند كه موجب عبرت ديگران گردد و آن عالىجاه و امراى تابين به علت وجوهات مزبوره چيزى بازيافت ننموده نگذارند كه آفريدهاى بدان جهت دينارى طمع و توقع نمايد و خلاف كننده از مردودان درگاه الهى و محرومان شفاعت رسالت پناهى و مستحقان لعنت و نفرين ائمهء طيبه صلوات الله عليهم اجمعين و ملائكهء آسمان و زمين باشد . اهالى و اوباش نيز از كبوترپرانى و گرگدوانى و نگاهداشتن گاو و قوچ و ساير حيوانات جهت جنگ و پرخاش كه باعث خصومت و عناد و موجب انواع شورش و فساد است ممنوع ساخته شد آن ابواب از لوازم شمرند و دقيقهاى در استحكام احكام مطاعه و اشاعت و اجراى اوامر شريفه فروگذاشت ننمايد . امرا و حكام تابين آن عالىجاه ، حسب المسطور مشار اليه ، هر يك در الگاى متعلق به خود ، به موجبى كه مقرر فرموديم ، به عملآورده و از هر جانب برين جمله روند و رقم قضا شيم معدلت